روی خط عدالت:

انسان بايد خيلی تنبل باشه که اين پنج نوبت نماز رو هم نخونه

روايت داريم که خدا فرمود: يا احمد، همانطور که من بر پيامبر و امت های گذشته، پنجاه بار نماز را واجب کردم، به تو و امت تو پنجاه بار نماز را واجب ميکنم.

حضرت موسی به پيامبر گفت که امت تو ضعيف است، پس از خدا بخواه که در نماز تو تخفيف دهد. پيامبر از خدا اين را خواست و خدا پنجاه نماز را به اندازهٔ پنج نماز تخفيف داد. منّت خدا بر پيامبر، کم شدن بعضی فريضه هاست. انسان بايد خيلی تنبل باشه که اين پنج نوبت نماز رو هم نخونه يا اونو سبک بشماره…

بهترین الگوها

رفتار پیامبر در سفر گروهی، اثر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها

پدیدآورنده :دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم؛ معاونت فرهنگی و تبلیغی
مخاطب :نوجوان(راهنمایی)

دانلود کتاب «آفتاب در مصاف»

امکان دانلود کتاب «آفتاب در مصاف» بر گرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با علل و ابعاد حادثه ی عاشورا فراهم شد:

«فرهاد»های کینه پَرَستِ پُر از فریب …

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب
آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه ، بی نصیب
آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پُر از نفرتِ رقیب
«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پَرَستِ پُر از فریب …

چند جملــــه مَعرکه، از آقا سیّدروح الله بزرگــــ…

من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر «جهان خواران» بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همــــه ی دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست، یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتـــــری که شهـــادت است می رسیم… بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانیـــد که پیروزی از آن شماست.

سقف کعبه را از نزدیک ببینید .

قطعا تا به الان سقف کعبه را از نزدیک ندیده اید این تصویر را به صورت پانوراما هدیه به شما.. اگه دوست دارید از پشت بام خانه کعبه صحن مقدس مسجدالحرام رو ببینید

این جریان در تلویزیون اسرائیل و روزنامه “هاآرتص” صهیونیستها منعکس شد.

سه نفر از رزمنده های مقاومت اسلامی رو دیدم که آهسته داشتند به سمت ما نفوذ میکردند تا سربازامون رو غافلگیر کنند.
به نظرم اومد اونا هدفهای بسیار آسونی هستند، لذا همین که خواستم هدفگیری کنم و بطرفشون شلیک کنم، ناگهان با مردی سوار بر اسب و شمشیر به دست مواجه شدم که ضربه ای به من وارد کرد و از نظرم دور شد!! ….خیلی وحشت زده شده بودم!!!

بلوز سفید تمیز و قشنگی با یه دامن سرخ تنش بود…

بلوز سفید تمیز و قشنگی با یه دامن سرخ تنش بود. جلوی آینه ایستاده بود و با وسواس موهاشو شونه می کرد. گفتم: «مزاحم شدم، جایی میخای بری…؟!»
گفت: «جایی که نه اما…» حرفشو نصفه گذاشت، موهاشو بافت و پشت سرش انداخت.
همینطور که با من حرف می زد سر و صورتشم مرتب میکرد. گردنبند ساده و زیبایی انداخت گردنش. ملیح شده بود. کم کم نگران شدم! نکنه مهمون داره؟! نکنه…؟!

عشق واقعی یا الکی؟؟

مالک اشتر عـــــــاشــــــق علی? بود. اما علی میگه: «مالک! رضایت من اینه که تو بری مصر، نه منو خواهی دید و نه صدامو می شنوی» و مالک با رغبت عزم مصر میکنه. گرچه در بیابان [ در مسیر راه ] گریه ی فراق سر میــــده، ولی…

صدای شبکه “من و تو” رو هم در آورد!

خلاصه تاثیر این برنامه اینقدر غیر قابل انتظار بود که صدای شبکه من و تو رو هم در آورد و مجری برنامه در گزارش، با عصبانیت گفته بود: «نمیدونم چرا مردم باید این قدر پول بدن ماهواره بخرن و بعد دو دستی تقدیم مسجد کنن؟! معلوم نیست بعد از این چه بلایی سر گیرنـده ها در میاد!» ما هم در جوابشون در جشن بعدی؛ رسیورها رو به گروه سرودی که از نوجوانان محلــه تشکیل شده بود دادیم، اونا هم از همون بالای جایگاه، گیرنده ها رو با پایین پرتاب کردند و از بین بردند…