روی خط عدالت:

مقلّدین صاحب نظر!!

وقتی آیت الله عظمی بروجردی، با عزاداری ای که مناسب جهان تشیع نمی باشد مخالفت کردند، بعضی از گردانندگان دسته جات عزاداری اینچنین پاسخ دادند:
«ما دوازده ماه سال را در تمام امور از ایشان تقلید کرده ایم؛ ولی دههٔ عاشورا از معظمٌ له تقلید نخواهیم کرد!»

من.. تو.. و زمان ظهور…

امام صادق در پاسخ به جابر جُعفی که پرسید: « فرج شما چه وقت خواهد بود؟» فرمودند: «هیهات! هیهات! فرج ما نخواهد رسید تا اینکه شما غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید(سه بار تکرار کردند، بعد فرمودند) تا ناخالصی ها از بین برود و خالص ها باقی بمانند.»

آشیخ مرتضی حائری رو خواب دیدم

حواسم بود که از دنیا رفته، پرسیدم اوضاعتون چطوره؟!
ظاهرا خوشحال بود
گفت:
روح از بدنم جداشد، درست مثل اینکه لباس از تنم دربیارند
خودم را میدیدم
مات ومبهوت

همه که به حجاب معتقد نیستن، چرا باید زورکی روسری سرشون بکنیم؟

بعضیا معتقدند باید آزادی باشه؛ توی این مملکت که همه مسلمون نیستن.. همه که به حجاب معتقد نیستن.. چرا باید زورکی روسری سرشون بکنیم؟ (و یه سری مسائل دیگه) …

شاید بشه گفت: وقتی تنها هستی میتونی آزاد باشی.
اما اوناییکه حرفشون: آزادی در جامعه است، در متن زیر [منصفانه و منطقی] تامل کنید:…

صدای شبکه “من و تو” رو هم در آورد!

خلاصه تاثیر این برنامه اینقدر غیر قابل انتظار بود که صدای شبکه من و تو رو هم در آورد و مجری برنامه در گزارش، با عصبانیت گفته بود: «نمیدونم چرا مردم باید این قدر پول بدن ماهواره بخرن و بعد دو دستی تقدیم مسجد کنن؟! معلوم نیست بعد از این چه بلایی سر گیرنـده ها در میاد!» ما هم در جوابشون در جشن بعدی؛ رسیورها رو به گروه سرودی که از نوجوانان محلــه تشکیل شده بود دادیم، اونا هم از همون بالای جایگاه، گیرنده ها رو با پایین پرتاب کردند و از بین بردند…

پیشنهاد استاد زن آمریکایی به دانشجویان کلاسش .

اگرکسی امتحان پایان ترم رو ۲۰ بگیره، من یک شب با اوخواهم بود..

وقتی وارد نیروی هوایی شدم در ابتدای ورود، باید یک سری آموزشها رو
در نیروی هوایی می دیدیم از جمله؛ آموزش زبان انگلیسی…
این کلاس ها، شروع آشنایی چندین ساله ی من با عباس بابایی بود
عباس، شخصیت خاصی داشت و ازهمه متمایز بود.

حواست به دوربيـــنا هســت؟!

ابوبصير [يکی از ياران امام صادق علیه السلام] به خانمی قرآن ياد ميداد، یکبار در بین تدریس با اين خانم شوخی کرد! وقتی خدمت امام رسيد امام فرمود: «هر کسی در خلوت، مرتکب گناهی بشه، خدا برای او ارزشی قائل نيست!» ابوبصير خجالت کشيد، توبه کرد…

بدون تیتر!!

یه روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریدند. بعد از نیم ساعت دیدم ایشون سبزی به دست به طرف مغازه برمی‌گردند! خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم! تو فکر بودم که چی بگم و در همین خیالات بودم که ایشون با اون قد خمیده و چهره ملکوتی شون وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها رو از کجا برداشتید؟ عرض کردم: چطور مگه؟

ای سراپا الماس، قدر خود را بشناس …

خیلی می ترسید؛ می ترسید مبادا دزد به خونه اش بزنه و همه ی دارایی اش رو یک شبه به تاراج ببره! واسه همینم توخونه اش دزدگیر نصب کرده بود با درهای آهنی و قفل های ضد سرقت. هیچ دزدی جرأت نداشت به خونه اش قدم بگذاره… اما اون شب دزد به سراغش اومد و همه ی دار و ندارش رو برد!!! صبح نشده بود که همه ی اهل محل فهمیدن داستان فرار پسرغریبه با دخترش رو…

تاثیر شگفت انگیز دعای ام داوود بر سرنوشت داوود !

منصور (حاکم ستمگر عباسی) فرد بی گناهی رو به نام داوود زندانی کرد و تصمیم داشت اونو به قتل برسونه! مادر داوود که از همه جا نا امید شده بود به امام صـــــــادق علیه السلام پناه برد و از ایشون راه چاره خواست.