روی خط عدالت:

access_alarm ۱۳۹۴/۰۸/۱۵

مجموعه رباعیات از اشعار مهدوی

رباعی

خواهی که لبم پر آه باشد، باشد

 چشمم به درو به راه باشد، باشد

خواهی اگر ای عزیز زهرا این دل

در حسرت یک نگاه باشد، باشد

************

در شهر،تو را دیدم و نشناختمت

در ذهن همه، تو را چه بد ساختمت

با صد گنه بزرگ و کوچک هر روز

آقای عزیز… گریه انداختمت

************

شوق تو به باغ لاله جان خواهد داد

عطر تو به گلها، هیجان خواهد داد

فردا که در آفاق بپیچد نورت

تکبیر تو کعبه را تکان خواهد داد

************

دل را به تو یادگار دادن خوب است

در دست تو اختیار دادن خوب است

ما منتظریم و عاشق و دلدارت

آقا چقدر شعار دادن خوب است

************

از پشت نقابمان عیان کن ما را

آئینه ی عبرت جهان کن ما را

اینجا همه ادعّای یاری داریم

یک جمعه بیا و اتحان کن ما را

************

شد بسته در هر دو جهان از بس که

خشکید زمین و آسمان از بس که

بد نیست اگر کمی خجالت بکشیم

خون شد دل صاحب الزّمان از بس که

************

ما حق تو را ادا نکردیم هنوز

جان در ره تو فدا نکردیم هنوز

شرمنده که آخر دعا می فهمیم

بهر فرجت دعا نکردیم هنوز

************

ای آنکه غمت مُحَوِّلِ حال من است

بین من و تو، حجاب، اعمال من است

پرواز به آستان تو نیست محال

هر عیب که هست در پر و بال مناست

************

موعود خدا، مرد خطر میخواهد

آری! سفر عشق جگر میخواهد

ای جمعیّت میلیونی عصر ظهور

او سیصد و سیزده نفر میخواهد

************

بوی گلها عالمی را مست ئ حیران میکند

دیدن مهدی هزاران درد، درمان میکند

مدّعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

فاطمه دارد گلی، عالم گلستان میکند

************

ای گمشدگان دلیل خواهد آمد

بت های زمان، خلیل خواهد آمد

از سامریان و شرّ غرعون چه باک

موسی و عصا و نیل خواهد آمد

************

جز درگه تو باب ندارم مهدی

از دوری تو خواب ندارم مهدی

تو نوکر بد، چو من فراوان داری

من مثل تو ارباب ندارم مهدی

************

انتظارش انتظارم سیر کرد، آنکه میخواهد بیاید دیر کرد…

************

بیا دوباره پاک کن، ز جاده ها غبار را

به عاشقان نوید ده، رسیدن بهار را

تمام لحظه های من،فدای یک نگاه تو

بیا و پاک کن ز دل،حدیث انتظار را

************

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است

یازده یار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست،نه اقیانوس ست

عرق شرم زمین است، که سرباز کم است

************

دیدار یار غائب،دانی چه ذوق دارد؟

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد…

 ************

تک بیتی ها

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت

  جانم بسوختی و به دل، دوست دارمت

************

چون که شود جمعه، دلنگرانم

  مننظر مقدم امام زمانم

جمع می شویم و دعای ندبه بخوانیم

  تا که هویدا شود آن مه تابانم

************

بر سر خوان تو خوردیم نمک یا مهدی

روز هجر است و تویی سنگ محک یا مهدی

جمعه ها رأس دعاهای محبّین این است

عَجّل الّله تعالی فَرَجَک یا مهدی

************

تک بیتی

روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم

 که پریشانی این سلسله را آخر نیست…

************

آنچنان مهر توأم در دل و جان، جای گرفت

اگر سر برود، از دل و از جان نرود

************

آنکه تاج سر من خاک کف پایش بود

  از خدا می طلبم تا به سرم باز آید…

************

از من جدا مشو که تو أم نور دیده ای

  آرام جان و مونس قلب رسیده ای

************

دلبرم عزم سفر کرد، خدا را یاران

 چه کنم با دل مجروح،که مرحم با اوست…

************

روز ظهور تو چه سرافکنده می شوند

 آنانکه در دعای فرج کم گذاشتند

************

روزگارت رنگ عشق/سالیانت برقرار

غصّه باشد از تو دور/زنده باشی تا ظهور

************

دعا می کنم غرق باران شَوی

چو بوی خوشِ یاس و ریحان شَوی

چو یاران مهدی شمارش کنند

دعا می کنم جُزوِ یاران شوی

************

دل هیچ غمی جُز غم دلدار ندارد

ای وای بر آن دِل، که غم یار ندارد

************

یکبار دیگر

جمعه ای با تو نیامد…

یکبار دیگر

شنبه های نارسیده…

************

دلت رو تو آسمونِ عشق و انتظار رها کن…

************

چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی

که یک سَر مهربونی دردِ سر بی

اگر مجنون دلِ شوریده ای داشت

دل لیلی از او شوریده تر بی

************

آرامش دل،راحت جان، روح و روانی

من هرچه بگویم، به خدا بهتر از آنی…

دل مُرده ام قبول، ولی ای مسیح من

یک جمعه هم زیارتِ اهل قبور بیا

************

میدان عمل خالی ست

او در پیِ سرباز است

او در پیِ سرباز است

چون ما همه سر باریم

سردار نمی آید…

************

تا ز رویت گرفته ام روزه

جُز به یادت نکرده ام افطار

او منتظر است تا که ما برگردیم

مائیم که در غیبت کُبری ماندیم

************

عُمری ست که در دام ولای تو اسیرم

از عُمر گران، بی رُخ زیبای تو سیرم

تنها زِ خدا خواهشم این است به عالَم

یکبار تو را بینم و صد بار بمیرم

************

نشناخته را مَحرَمِ هر راز مکن

قُفلِ دلِ خود، بر همه کَس باز مکن

در قلَّکِ دل، برای آینده ی خویش

جُز عشقِ خدا و دین پس انداز مکن

************

بر مشامم میرسدهر لحظه بوی زُلف یار

بر دلم ترسد بماند آرزوی وصل یار

تشنه ی دیدار رویش ای أجل مهلت بده

تا بمیرم در رکابش با کمال افتخار

************

گفتم به کام وصلت، خواهم رسید روزی

گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی

************

رباعی

بوی گُل ها عالمی را مست و حیران می کند

دیدن مهدی هزاران درد، درمان می کند

مُدّعی گوید که با یک گُل نمی آید بهار

فاطمه دارد گُلی عالم گلستان می کند

************

موعودِ خدا مَردِ خطر می خواهد

آری، سفر عشق، جگر می خواهد

ای جمعیّت میلیونی عصر ظهور

او سیصد و سیزده نفر میخواهد

 ************

تا در پناه مصحف و در دین احمدیم

بر جمله ی خلایقِ عالَم سر آمدیم

هر کس برای خویش پناهی گزیده است

ما در پناهِ مهدیِ آل محمّدیم (ص)

************

ما ساکن عصر جمعه هائیم

تو منتظری که ما بیائیم

غربت چه حکایت غریبی ست

آقا تو کجا و ما کجائیم

************

باز به انتظار تو، جمعه غروب می شود

اگر بیایی از سفر آه  چه خوب می شود

************

ای کاش سحر، بیایی و در بزنی

یا اینکه تلنگری به باور بزنی

مولای غریبِ جمعه هایم ای کاش

یک ندبه به جمکرانِ دل، سر بزنی

************

دنبالِ نشانت نشدم این جمعه

پروانه ی جانت نشدم این جمعه

من آبروی منتظران را بُردم

حتّی نگرانت نشدم این جمعه

سید مجتبی شجاع

************

دوباره مثل همیشه خجالتم دادی

برای عرض ارادت لیاقتَم دادی

وفا ندیده ای از من قبول، امّا خُب

خودت به رحمتِ شاهانه عادتم دادی

************

کوتاه

دردِ ما را در جهان درمان مبادا بی شما

مرگ بادا بی شما و جان مبادا بی شما

سینه های عاشقان جُز از شما روشن مباد

گلشن جان های ما خندان مبادا بی شما

************

عُمری سپری گشت ولی یار نیامد

فریاد رس این دل بیمار نیامد

************

شیعیان، مهدی غریب و بی کس است

معصیت، محضِ خدا دیگر بس است

ای که داری ادّعای شیعه گی

بندگی کن بندگی کن بندگی…

************

شاید برای آمدنش کار می کنم!

در چششم خود به جای رُخش خار می کنم

باید کمی شکسته شوم بیشتر از این

خود را برای آمدنش یار می کنم

آلودگیِ شهر نشه فقط رنگ ظاهر است

آویزان سَرِ دار میکنم

************

ای آنکه دل از محض تو، مالامال است

دیدارِ رُخ تو، بهترین آمال است

ای کاش فرشتگان بشارت بدهند

سالی که ظهور می کنی امسال است

************

گذشت جمعه ای ولی دعای ما نگرفت

دعای ما نَه، بگو ادّعای ما نگرفت

اگر به یاد تو بودم چرا دلم نشکست؟!

چرا غروب گذشت و صدایِ ما نگرفت؟!

************

با آمدنت دلِ مرا دریا کن

این سوخته را جزیره ی خضراء کن

آقا! تو مگر نه اینکه دنبال منی؟

من گُم شده ام بیا مرا پیدا کن

************

یار سفر کرده

به من ز یار سفر کرده ام خبر نرسید

شب فراق دراز آمد و سحر نرسید

ز هجر یار دلم خون و سینه ام سوزان

چه شد که این شبِ هجرانِ دل، به سر نرسید

سِرشکِ دیده ی من صبح و شام می بارد

هنوز لحظه ی دیدار چشمِ تر نرسید

************

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

بر من مگیر خُرده که درد فراق دوست

جُز با نگاه دوست، مداوا نمی شود

************

زمزمه

دلم در هر تپش صد بار آواز تو را می خواند

نمی دونم تو هم یاد دلِ ما می کنی یا نه؟

************

یا مهدی از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم

تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم

گفتند که روز جمعه خواهی آمد

آن قدر نیامدی که ما پیر شدیم

************

دیدار دلبران نه به چشمان سر شود

روی نگار دیده به چشم دگر شود

هر جمعه ای که بی گل زهرا به سر رسد

از غم دل شکسته ی ما خسته تر شود…

************

رباعی

خداوندا غم دلدار دارم

به سینه عشق و سوز یار دارم

ز دوری رُخ مهدی زهرا

به دیده عُمری اشک زار دارم

************

اُمید عالمین مهدی کجائی

علی را نور عین مهدی کجائی

************

کُجائی ای همه عالَم فدایت

که پیچیده در این عالَم نوایت

به هر دم با نَوایِ یَابنَ زهرا

زنم از گوشه ی قلبم صدایت

************

گل زهرا فدای عطر و بویت

شوم قربان آن روی نِکویت

بیا ای آشنای دل شکسته

نگاه شیعه باشد رو به سویت

************

اگر دل دلبره، دلبر کدومه

وَگر دلبر دِله، دل را چه نومه

دل و دلبر به هم آمیته بینُم

نَدونُم دل کِه و دلبر کدومه؟!

************

آواز خدا همیشه در گوش دل است

کو دِل که دهد گوش به آواز خدا

************

غم عشقت بیابون َپروَرُم کرد

هوای وصل، بی بال و پرُم کرد

به مو گفتی صبوری کن صبوری

صبوری (طرفه؟) خاکی بر سرم کرد

************

خوشا آن سَر کِه سودای تو داره

خوشا آن دِل که غوغای تو داره

دلم در سر تمنّای وصالت

سَرَم در دل تماشای تو داره

************

این دلِ شیدایِ من، گرم تمنّای تو

کِی شود آخر پدید طلعت زیبای تو

گرچه نهانی زِ چَشم، دل نَبُوَد نا امید

  می رسد آخر به من، چَشم من و پایِ تو

************

تا کسی رُخ ننماید نَبَرد دل ز کسی

دلبرِ ما دلِ ما بُرد و به ما رُخ ننمود

************

وَالشّمس، که بی روی تو من حیرانم

وَالفجر، که بی وصل تو در بُحرانم

وَاللیل، که بی موی تو روزم تاریک

والعصر، که بی عشق تو در خُسرانم

************

دل هیچ غمی جُز غم دلدار ندارد

ای وای بر آن دل که غم یار ندارد

این دلِ شیدای من، گرمِ تمنّای تو

کِی شود آخر پدید طلعتِ زیبای تو

************

خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

از ما سوال کن که ما را چه حاجت است (یابن الحسن…)

************

صبرم از کاسه دگر لبریز است

 اگر این جمعه نیایی چه کنم

آن قدر من، خجِل از کار خودم

اگر این جمعه بیایی چه کنم

************

عالم همه جسم است و تو جانی مهدی

یعنی تو همان جانِ جهانی مهدی

تنها نَه گُذشته، حال و آینده ز توست

حَقّا که تو صاحا الزّمانی مهدی

************

دل بی قرار نیست أدا در می آوریم

چشم انتظار نیست أدا در می آوریم

بر لب دعای ندبه و دل غرق شهوت است

این رسم انتظار نیست، أدا در می آوریم

************

صدا آمد که می آید، کسی از جادّه ی فردا کسی چون ابر بخشنده، سخاوتمند چون دریا

صدا آمد که می آید، دلیل تابش خورشید، شمیم بارش باران، امید هر دل نومید…

************