«۱۸ هزار» دعوتنــــامه…
مسلم رسید کوفه «۴۰۰۰نفر» اومدن!
و وقتی عبیدالله والی کوفه شد
بشنو از زبان مسلم:
مسلم رسید کوفه «۴۰۰۰نفر» اومدن!
و وقتی عبیدالله والی کوفه شد
بشنو از زبان مسلم:
امکان دانلود کتاب «آفتاب در مصاف» بر گرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با علل و ابعاد حادثه ی عاشورا فراهم شد:
ثبت نام در دورهآیت الله بهجت(ره) می فرمودند: «آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند، ما بالقوه داریم. خیلی به خود مغرور نشویم. این طور نیست که آنها از جهنم آمده باشند و ما از بهشت. به خدا پناه می بریم!» (درمحضربهجت/ج۱/ص۸۱)
گاهی وقتا ما آدمای بی رحمی هستیم ولی خودمون نمی دونیم! مثلا اگه صد نفر انسان بی گناه رو جلوی ما سر بِبُرند، میگیم: «بی خیال! فقط کسی ما رو اذیت نکنه و به ما آسیب نرسونه، عیبی نداره. ســر ما رو که نبریدند!»
ثبت نام در دوره۲ قاشق صبح
۴ قاشق ظهر
۲ قاشق هم شب
[از شربت اول]
چند تا دستشویی بود، وارد شدم دیدم دستشویی اول کثیفه، رغبت نکردم. به دستشویی بعدی رفتم، در همین حین دیدم آقایی عرقچین به سر، وارد دستشویی اول شد! آستین بالازد و با شیلنگ آب اونجا رو تمیز کرد. دقت کردم ببینم کیه! سبحان الله… آقا سید روح الله بود!
چند روز بعد قرار بود از نوفل لوشاتو حرکت کنیم بسمت ایران و اون استقبال میلیونی…۱
گفتم: آقا تعارف نداریم که! من خودمو یه آدم تحصیل کرده میدونم، ضمنا واسه جامعه هم فایده داشتم، نماز و روزه و واجباتم که دارم، حالا “من چطور خودمو از اون معتاد یا آدم فاسد بهتر ندونم؟!”
گفت: آیا احتمال میدی همون معتاد یا فاسد، تو زندگیش کارای خوبی هم کرده باشه؟ جوانمردی، کمک به دیگران…
گفتم: خب بله
گفت: احتمال میدی بعضی از کاراش، اونقدر پاک و مخلصانه بوده که خدا قبـــول کرده باشه؟
گفتم: خب؟!
این میگه: هو چه خبره؟ اون میگه: به توچه!
این: چـــرا داااد میزنی؟ اون: دلم میخــاد!
این: عددی نیستی! اون: بیشین بینیم باااا
این: ریز میبینمت! اون: زرشک!!
شیر، به هر حیوانی میرسید، غُرّش ترسناکی میکرد و میگفت: «سلطان جنگل کیه؟!» حیوانهای بیچاره (از موش و خرگوش گرفته تا گرگ و روباه…) چهارستون بدنشون میلرزید و میگفتند: شما هستید قربان!
شیر هم کیف میکرد و رد میشد. تا اینکه به یه فیل رسید،
ثبت نام در دورهرسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) میفرمودند: وقتی متکبران امت مرا دیدید بر آنها تکبر کنید، چون این کار موجب ذلت و خواری ایشان است.
وَ إذا رَأیتُم المتکبّرینَ مِن أمَّتی، فَتکبَّروا علیهم فإنَّ ذلک لهم مَذلَّة وَ صِغار.
او دانشمند بود، کلی شاگرد داشت، اهل عبادتم که بود، شده بود “نورٌ عَلی نور” دعا میکرد مستجاب میشد..
آنها در فساد غوطه ور بودند، هم فساد اعتقادی، هم فساد عملی! اهل جادو جَمبَــلَم که بودند، شده بودند “ظلمت عَلی ظلمت” پَست تر از اونــا نمیشد پیدا کرد..
ثبت نام در دوره