روی خط عدالت:

هیچ کس به من نگفت: رمــز وصال را….

علت دوری شما از ما، چند گناهی بود که انجام می دادی.

و فرمودی: پشت پرده ی غیبت بودنم به خاطر اعمال بد شما شیعیان است و اگر شما پیمان پاکی که با امامان خود بسته بودید را فرامــوش نمی کردید، پرده ها کنــار میرفت..

امام زمان رو به خاطر رفع نیازهای دنیایی صدا زدن “ایرادی نداره” بشرطی ..

امام زمان رو به خاطر رفع نیازهای دنیایی صدا زدن “ایرادی نداره” بشرطی که… «شيخ حسين آل رحيم» چهل هفته شبهای چهارشنبه به مسجد كوفه ميرفت، حاجاتی داشت از جمله: مريضی ريوی داشت سرفه زياد می‌كرد و از سينه اش خون ميومد! فقر شديدی هم داشت و به خاطر فقر هم كسی بهش همسر نمی‌داد! […]

در احوالات راه رفتن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)

با یارانش که راه می‌رفت، اصحاب پیشاپیش او می‌رفتند و او در پی ِ آن ها. می‌فرمود: پشت سرم را برای فرشتگان بگذارید.
خوشش نمی‌آمد دیگران پشت سرش حرکت کنند؛ و آنان دو طرف او راه می‌رفتند.
راه که می‌رفت به این طرف و آن طرف، نگاه نمی‌کرد.

هشدار! «ظهور نزدیکه»

فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران ظهور رو در خودش تقویت کنه و این انتظار به گونه‌ای ست که از یک طرف، هیچگاه نباید آن را “طولانی مدت” تصور کرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را “بسیار نزدیک” دانست.

زمانه عجیبی ست؛

برخی مردمان، امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را
می دانی چرا؟
امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر میکنند اما امام حاضر را باید فرمان بَرند!

و اینگونه کوفیان
“عاشورا” را رقم زدند…

یکی از با عشــق ترین روایاتی که درباره ی پس از ظهور خوندم …

شیخ طوسی از امام باقر [علیه السلام] روایت کرده که « هنگام ورود حضرت مهدی به کوفه، ایشان شروع میکنند به سخنرانی، مردم از شدّتِ اشتیاق به آن حضرت آنگونه گریه می کنند که سخنان مهدی [علیه السلام] شنیــده نمی شود و مردم نمی فهمند چه می گوید.»

او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد…

حتما بخون معرکه ست
مرحوم حاج اسماعیل دولابی “واسه انتظار فرج” مثال زیبائی دارند که …
پدری چهار تا بچه ش رو گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده.
از اون‌جا نگاه می‌کرد، می‌دید که هر کدوم از بچه ها دارن چه کار می‌کنن، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعدا حساب و کتاب کنه.

بزرگترین عذاب !!

زمانی اراده خدا بر این امر واقع شد که بر قومی عذاب نازل کنه.
بعد از مدتی مشاهده کردند که هیچ عذابی وارد نشد! و اوضاع آرامه… پیامبر قوم، از خدا پرسید: ماجرا چیست؟!

خطاب آمد: « ای نبی من! عذابی بالاتر از اینکه لذت مناجاتم را از دل خلائق بیرون ببرم، در خزانه ی خود سراغ نداشتم و اکنون این جماعت را به همان عذاب و بلا مبتلا کرده ام.»

اگر چه تو طبیبی و دوا درست میکنی

اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست میکنی!

من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست میکنی؟!

«فرهاد»های کینه پَرَستِ پُر از فریب …

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب
آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه ، بی نصیب
آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پُر از نفرتِ رقیب
«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پَرَستِ پُر از فریب …

برکات ظهور .

ثروت ها به طور مساوی تقسیم میشود.(عقد الدرر،ص۴۰)
رضایت و خشنودی همگانی است.(الحاوی للفتاوی،ج ۲)
فقرو بینوایی ریشه کن خواهد شد.(صحیح البخاری،ج۲)

اینها دچار قساوت قلب میشن! سنگ دل میشن…

«چطور وعدهٔ رسول خدا(ص) درمورد به حکومت رسیدن بنی عباس محقق شد، اما وعدهٔ ایشون درباره فرج آل محمد هنوز محقق نشده؟!»
علی بن یَقطین گفت: «پدرجان! اگه به ما گفته بودند امر فرج، دویست یا سیصد سال طول میکشه، اون موقع مردم قسی القلب میشدند!!»

این جریان در تلویزیون اسرائیل و روزنامه “هاآرتص” صهیونیستها منعکس شد.

سه نفر از رزمنده های مقاومت اسلامی رو دیدم که آهسته داشتند به سمت ما نفوذ میکردند تا سربازامون رو غافلگیر کنند.
به نظرم اومد اونا هدفهای بسیار آسونی هستند، لذا همین که خواستم هدفگیری کنم و بطرفشون شلیک کنم، ناگهان با مردی سوار بر اسب و شمشیر به دست مواجه شدم که ضربه ای به من وارد کرد و از نظرم دور شد!! ….خیلی وحشت زده شده بودم!!!

عشق یعنی …

وقتی به ترجمهٔ «عشـــق» در ادبیات غنی و عارفانهٔ فارسی نگاه میکنیم، اونو اصطلاحی برای «محبت شدید» می یابیم که شاخص اصلیش «ازخودگذشتگی» ست! حالا اگه برای معشوق ِنازنینی باشه که لایق چنین عشقی ست، چه اتفاقی میفته؟!
{عَزیزٌ عَلَیَّ أن أرَی الخَلق و لاتُری…َ}