روی خط عدالت:

واقعا با این جملات، جگرم سوخت…. آه از یاران… آه…!

چقدر با شما (کوفیان) مدارا کنم؟! چونان مدارا کردن با شتران نوباری که از سنگینی بار، پشتشان زخم شده و مانند وصله زدن لباسهای فرسوده ای که هرگاه از جانبی زخمش را بدوزند، از سوی دیگر پاره میشود! هر وقت دسته ای از لشگریان شام (سپاه معاویه) به شما حمله میکند هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانهٔ تان را می‌بندید و چون سوسمار در سوراخ خود می‌خزید و چون کفتار در لانه می‌آرمید!!

خسته شدن از ظلم به تنهایی کافی نیست …

«خسته شدن از ظلم به تنهایی کافی نیست» باید « تحمل عدالت» رو هم داشته باشیم!
مردم ریختند در خونه علی و اصرار کردند که: « یاعلی! شما بیائید حکومت رو به عهده بگیرید » اما حضرت فرمودند: « نه! منو رها کنید! » (نهج البلاغه/خطبه۹۲)
علت امتناع حضرت این بود که
هر چند مردم از ظلم خسته شده بودند اما خواهان عدالت هم نبودند!!

به خدا سوگند تمام علم کتاب نزد ماست.

به یه لحظه، تخت ملکهٔ سبا رو در حضور حضرت سلیمان حاضر کرد!

در قرآن اومده: «کسی که بخشی از علم کتاب رو داشت (آصف بن برخیا) گفت: من اون تخت رو قبل از اینکه پلک بزنید، پیش شما می‌آورم» و البته این کار رو هم انجام داد… امام باقر می‌فرمایند: «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف داره که آصف بن برخیا تنها با دانستن یک حرف اینگونه قدرت نمایی کرد.»

یکی از با عشــق ترین روایاتی که درباره ی پس از ظهور خوندم …

شیخ طوسی از امام باقر [علیه السلام] روایت کرده که « هنگام ورود حضرت مهدی به کوفه، ایشان شروع میکنند به سخنرانی، مردم از شدّتِ اشتیاق به آن حضرت آنگونه گریه می کنند که سخنان مهدی [علیه السلام] شنیــده نمی شود و مردم نمی فهمند چه می گوید.»

یا صاحب الزمان (عج) مسلم بن عقیل تو کیست !؟

بسم الله الرحمن الرحیم نامه ‏اى است از حسين بن على [ علیه السلام ] به گروه بسيار مؤمنين و مسلمين :
اما بعد، نامه ‏هاى شما را آخرين فرستادگان شما يعنى هانى و سعيد براى من آوردند .آنچه كه براى من شرح داده و يادآور شده ‏ايد دريافتم . سخن اكثريت شما اين بود كه ” براى ما امام و پيشوايى نيست و گفته‏ ايد كه به سوى شما حركت كنم ، و به اين وسيله خداوند ما را بر حق و هدايت گرد آورد ”

امام زمان که نمیاد آدمای مؤمن و عوام غیر مؤمن رو بکُشه !!

امام زمان که نمیاد آدمای مؤمن و عوام غیر مؤمن رو بکُشه؛ حتی ایشون نمیاد که گناهکارا رو بکُشه، بلکه خیلی از گناهکارها با اومدن ایشون، آدمای خوبی میشن؛
کشتن، قاعده ای داره! حتی قرار نیست بعضی از گناهکارایی که با اومدن ایشون هم خوب نشدند کشته بشن…

آسمان می بارد هر چه که بخواهی..

از میــــان این همه بهترها
بهتــرین چیز، نگاه پر خیر و برکت توست و اقتدا به شما…
آن وقت، دیگر برای ظهـــور دعا نمی کنیم، بلکه بر سلامتی و طول عمر یار از سفر آمده ی مان، زانو بر سجاده نیاز زده و باران شوق می بارانیم و عاشقانه در پی اوامر شما به گردت می گردیم…

اگر چه تو طبیبی و دوا درست میکنی

اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست میکنی!

من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست میکنی؟!

انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!

یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف، پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی، دیدم که ایشان شدیدا دارند گریه می‌کنند و شانه‌هایشان از شدت گریه تکان می‌خورد، رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم: ببخشید، اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتاده‌اید؟

این جریان در تلویزیون اسرائیل و روزنامه “هاآرتص” صهیونیستها منعکس شد.

سه نفر از رزمنده های مقاومت اسلامی رو دیدم که آهسته داشتند به سمت ما نفوذ میکردند تا سربازامون رو غافلگیر کنند.
به نظرم اومد اونا هدفهای بسیار آسونی هستند، لذا همین که خواستم هدفگیری کنم و بطرفشون شلیک کنم، ناگهان با مردی سوار بر اسب و شمشیر به دست مواجه شدم که ضربه ای به من وارد کرد و از نظرم دور شد!! ….خیلی وحشت زده شده بودم!!!

هیچ مومنی دعا نمیکند مگر اینکه ما برای او آمین بگوییم

روز جمعه به نماز جمعه در مسجد کوفه رفتم . در این میان تب من زیاد شد و تحمل کردم تا نماز تمام بشود و وقتی بیرون رفتم درد داشتم . امام فرمود : چه شده ؟ درد می کشیدی و فرمود که هیچ مومنی نیست که مریض بشود و ما مریض نشویم و هیچ مومنی نیست که محزون بشود و ما محزون نشویم و فرمود : هیچ مومنی دعا نمیکند مگر اینکه ما برای او آمین بگوییم . بعد رُمیه گفت که شما با همه این جوری هستید؟ ایشان فرمودند : بله هر کس در مشرق و مغرب عالم باشد.

او حاضر است ولی ظاهر نیست!

او حاضر است ولی ظاهر نیست!
ما ظاهریم اما حاضر نیستیم!
او منتظر حضور ماست و ما منتظر ظهور اوییم!
خدا کند که ما حاضر شویم تا او ظاهر شود…