سایتهای مفید
مراجعه به این سایتها خیلی عالیه/هم برا شیعه، هم برا سنی، هم دیگران/ سایتها رو ببین و هرجا میتونی اطلاع رسانی کن.. شاید سبب هدایت «یک نفر» شدی که ثوابش از آنچه آفتاب بر آن می تابد بیشتر است!!
ثبت نام در دوره
مراجعه به این سایتها خیلی عالیه/هم برا شیعه، هم برا سنی، هم دیگران/ سایتها رو ببین و هرجا میتونی اطلاع رسانی کن.. شاید سبب هدایت «یک نفر» شدی که ثوابش از آنچه آفتاب بر آن می تابد بیشتر است!!
ثبت نام در دورهشنبه ها کليمي ها واسه سلامتي همه دعا ميکنن
يکشنبه ها مسيحيا براي همه انسان ها آرزوي شادي ميکنن
دوشنبه ها زرتشتي ها براي همگان آرزوي عشق و نيکي ميکنن
پنج شنبه ها بودايي ها براي صلح جهاني دعا ميکنن
عراقی های بعثی، تعدادی از بچه ها رو به زور بردن سر کار. گفته بودن بهتون حقوق هم میدیم، ولی نگفته بودن که بناست چه کاری انجام بدن. بچه ها وقتی به محل میرسن می بینن عراقی ها بساط «بلوک زنی» پهن کردند. «همه میدونستن که زدن بلوک، کمک به خط دشمنه» سنگرهاشونو محکم میکنن. وقتی فرمانده عراقی دستور میده که بچه ها مشغول بشن، هیچکی پا پیش نمیذاره! شیپور تهدید نواخته میشه!
ثبت نام در دورهرضا در اوّل خیابان سپه محوطهی بزرگی را که به نام باغ ملّی بود تعمیر و بازسازی نموده، مراسم نظامی را در آن برگزار میکرد. در بالای سر در بزرگ آن، مجسّمهی نیم تنهای از خود نصب نمود که مانند دو مجسّمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون، تمام صورت پیدا بود و هم از درون.
روزی برای مراسمی، مدرّس را دعوت کردند. هنگامی که مدرّس به باغ ملّی رسید، رضاخان و عدّهای دیگر از وی استقبال کردند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت. سپس در چادری نشستند.
ثبت نام در دورهشادی روح شهدای هسته ای، سعی کنیم… مطالعه کنیم… کار کنیم… کار قوی تولید کنیم… آب رو برا دشمن گِل آلود نکنیم… جدیت و استمرار داشته باشیم… استخون در گلوی کفر باشیم… کارای بی خود و بی فایده و کم فایده نکنیم… تو دهنی به جهان ظلم و کبر بزنیم… پشتیبان ولایت فقیه باشیم… زمینه ساز ظهور حضرت بقیة الله (عج) باشیم…
ثبت نام در دوره
دُرُست چند روزه نيستی ديگه پيشم
دُرُست چند روزه دور از چشم مامان
با قاب عكس تو هم گريه ميشم
در که کاملا باز شد، پیرزنی دیدم نشسته بود کنار یه کیسه نایلون ِخونی ِسیاه و قطعه قطعه گوشتها رو بو میکرد و می گذاشت کنارش…
خشکم زده بود!!!
پیرزن آروم مشغول کارش بود؛ بعضی گوشتها رو بیشتر از بقیه بو میکرد!
کانالی پیش روی توست که تنهایی را در غربت فریاد میزند و هر یک از راویان، سوزی دارند… آهنگ یکنواختِ ضجه ها، در فضا می پیچد!… همه رفته اند به جز تو و چند راوی که در کانالِ مُشرف به قتلــگاه شهیــــدان وقوف کرده ای… چشمـ ها مثل آسمان شلمچه بارانی ست!
ثبت نام در دورهینجا سنگینی فضا را میفهمی! بی تابی جوانان را حس میکنی! صدای باران را… هلهله ی یاران را…. آروم بخون… زمزمه کن… و بگذار تو خود بشنوی زمزمه را…
چشماتو ببند… بیا… اینجا فکه ست…
ثبت نام در دورهسوار اتوبوس شد و بی هیچ مقدمه ای پرسید: دختر خانمای گل! بگید ببینم چرا اینجا اومدید؟
یکی از بچه ها گفت: خانم! راستشو بگم؟ قبلا نسبت به این مناطق فکر میکردم همه جاش خاکیه، مگه یه مشت خاک چه ارزشی داره که مردم برا دیدنش سر از پا نمیشناسن؟! نمیتونستم باور کنم خاک، آدما رو تغییر میده! سال گذشته با بیمیلی، راهی این سفر شدم، اما تا پام به این وادی باز شد دلمو جا گذاشتم! حالا اومدم تا دوباره پیداش کنم.
ثبت نام در دوره