حرف از کارای خوب و بد بود که …
حرف از کارای خوب و بد بود که
مُفَضّل از ته دل آهی کشید…
– حیف… حیف که عمل ما ضعیفه!
حرف از کارای خوب و بد بود که
مُفَضّل از ته دل آهی کشید…
– حیف… حیف که عمل ما ضعیفه!
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﺪ…؟!
ﺍﻭﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﻟﺜﻪ ﺗﻮﻥ، ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ مَتّــه ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺩﺳﺘﺶ… ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ!
ﭼﺮﺍ نمیزنین ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ؟؟ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ رﻭ ﺗﺤﻤﻞ می کنید، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﻭ مَتّــه ﻭ ﺍﻧﺒﺮ ﻭ … ﺧﺐ بهش ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﯿﺪ! ﭼﺮﺍ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟! ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ هستش؟ ﹏ !!!
صــــد بار بدی کردمـ و دیدمـ ثمـــرش را
نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردم؟!
گفتم: آقا تعارف نداریم که! من خودمو یه آدم تحصیل کرده میدونم، ضمنا واسه جامعه هم فایده داشتم، نماز و روزه و واجباتم که دارم، حالا “من چطور خودمو از اون معتاد یا آدم فاسد بهتر ندونم؟!”
گفت: آیا احتمال میدی همون معتاد یا فاسد، تو زندگیش کارای خوبی هم کرده باشه؟ جوانمردی، کمک به دیگران…
گفتم: خب بله
اگر مستضعفی ديدی
ولي از نان امروزت
به او چيزی نبخشيدی
به انسان بودنت شک کن
خیلی از ماها «شهوت شنیدن» داریم و دلمون میخاد موعظه های ناب بشنویم، دلیلش هم مشخصه؛ واسه کیف کردن و لذت بردن خودمونه!
ای کاش همین اندازه که شهوت شنیدن داریم «شهوتِ عمل کردن» هم داشتیم؛ اونوقت اعمال و رفتارمون خیلی تغییر می کرد…
ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ شخصی ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ
ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟
ﮔﻔﺖ: میﻓﺮﻭﺷﻢ
یه دل دارم حیدریه ، عاشقه مولا علیه ، من این دل ونداشتم ، از تو بهشت برداشتم ، خدا بهم عیدی داد ، عشق مولا علی داد…
ثبت نام در دوره
فرزند شما از ۷ سال تا ۱۴ سالگی عبد شماست و شما نقش خدای مهـــربون و رئوف رو بازی میکنيد. در واقع پدر و مادر نقش ارباب رو بازی میکنن؛ البته بچه بايد بدونه که خود اين پدر و مادری که ارباب هستند، عبد نيز هستند.
ثبت نام در دورهدر گذشته، عالِمی بوده که مجبور بوده با فرزندش در يک اتاق زندگی کند، آنقدر آن عالم با حيا بوده که خجالت می کشيده جلوی پسرش پای خود را دراز کند، به همین خاطر به فرزند خود گفته يک پرده ای در اين ميان بکشيم که موقع استراحت راحت باشيم.
ثبت نام در دوره