ابوبصير [يکی از ياران امام صادق علیه السلام] به خانمی قرآن ياد ميداد، یکبار در بین تدریس با اين خانم شوخی کرد! وقتی خدمت امام رسيد امام فرمود: «هر کسی در خلوت، مرتکب گناهی بشه، خدا برای او ارزشی قائل نيست!» ابوبصير خجالت کشيد، توبه کرد…
ثبت نام در دوره
اول راه بودیم
گفتن فضای مجازی!
گفتن شده ابزار تبلیغاتی دشمن!
بچه مذهبی ها عقب نمونید!
“اونقدر صفحه بسازید و مطلب نشر بدید و دینتون رو به عالم نشون بدید که اونا عقب بکشن…”
ثبت نام در دوره
شخصی از حضرت علی (علیه السلام) پرسید: حکمت دو سجده در نماز چیه؟ حضرت فرمودند: سجده اول یعنی «خدایا منو از این خاک آفریدی» وقتی سر برداشتیم یعنی «از همین خاک منو بیرون آوردی» و اینکه بار دوم سر به خاک میذاریم یعنی «خدایا منو به این خاک بر می گردونی» و چون دوباره سر از سجده بر میداریم یعنی « و از همین خاک دوباره بیرون می آوری ام.»
ثبت نام در دوره
روزى حضرت اميـــر(عليهالسّلام) از جلوی مغازه قصّابى ای مىگذشت و قصاب که گوشت خوبی داشت، گفت: ای اميرالمومنين! گوشت خوبى دارم مقدارى بخرید؟ امام فرمودند: پول آماده اى ندارم. عرض کرد: آقا من صبر میکنم تا هر وقت داشتيد بدهيد؟
حضرت فرمودند: من بر خوردن گوشت صبر مىكنم.
ثبت نام در دوره
آقاى قرائتى میفرمودند:
هرچه هواسرد تر شد،لباست گرم ترشد تا سرما ب تو نفوذ نکند. هرچه جامعه ات فاسد تر شد ،تو لباس تقوايت را زخيم تر کن تا درتو نفوذ نکند.
نگو محيط خراب بود منم خراب شدم!
ثبت نام در دوره
خلاصه تاثیر این برنامه اینقدر غیر قابل انتظار بود که صدای شبکه من و تو رو هم در آورد و مجری برنامه در گزارش، با عصبانیت گفته بود: «نمیدونم چرا مردم باید این قدر پول بدن ماهواره بخرن و بعد دو دستی تقدیم مسجد کنن؟! معلوم نیست بعد از این چه بلایی سر گیرنـده ها در میاد!» ما هم در جوابشون در جشن بعدی؛ رسیورها رو به گروه سرودی که از نوجوانان محلــه تشکیل شده بود دادیم، اونا هم از همون بالای جایگاه، گیرنده ها رو با پایین پرتاب کردند و از بین بردند…
ثبت نام در دوره
در یکی از روزهایی که محل کارم بودم، خانم محترمی با چادر اما بسیار پریشون وارد شد و گفت: رئیس اینجا شمایید؟ گفتم رئیس که نه! خدمتگذارم، بفرمائید.گفت: میتونم باهتون راحت تر صحبت کنم؟ گفتم بفرمایید
ثبت نام در دوره
یه روز توپارک داشتم از ضررهای ماهواره برای بچه ها میگفتم » که فیلمهای ماهواره ای میخوان دختر خانومای ما، روسری سرشون نکنن و مثل خودشون بی آبرو باشند. یکباره دختر خانوم کوچیکی که سرش برهنه بود، از بین ما به سرعت بلند شد و رفت! منم در حین صحبت داشتم اونو با نگاهم تعقیب میکردم، دیدم رفته سراغ مادرش و با زور داره روســـری رو از سرمادرش می کشه، مادرش هم که چادر داشت مجبـــور شد روسریش رو به دخترش بده. دخترک روسری به سر کرد و به جمع ما برگشت…
ثبت نام در دوره
دوستی دارم به نام سجاد.ف – ۱۷ ساله.
می گفت یه روز پدرم با دیش و رسیور اومد خونه!!
منم یواشکی رفتم روی پشت بوم و اِل اِن بی رو با یه چیزی سوراخ کردم، وقتی پدرم متوجه شد که ال ان بی خراب شده، رفت یه دونه دیگه خرید و گذاشت جای قبلی!
ثبت نام در دوره
این گیرنده رو چند روز بیشتر نیست که خریدم، که نصّاب، بد قولی کرده و هنوز نیومده نصبش کنه. (با گریه ادامه داد) ظاهرا قسمت این بود که شب ولادت آقا امام زمـــان بیام و این دستگاه رو تحویل بدم. حتما آقا نمی خواست به گناه بیفتم!
ثبت نام در دوره