نوای مهدوی
در یک روز تعطیل، یکی از سرمایه داران تهران به دور از چشم مردم و بدون اطلاع خانواده میره به اتاق کارش (اتاق پشتی مغازه اش) تا پول هاش رو بشماره! شروع میکنه به شمردن اسکناس ها… در آخر، وقتی میخاد بیاد بیرون، میبینه در رو بسته و کلید رو پشتِ در جا گذاشته!! اتفاقا چند روز تعطیلی هم بود و او در کنار میلیونها تومن پول مُرد…
یه هستهٔ خرما به اندازهٔ یه بند انگشته!
ولی پر از استعداده که تبدیل بشه به درخت نخل و هــــزاران کیـــلو خـــرما…
پسری چوپان، عاشق دختر پادشاهی شده بود و در عشق او میسوخت. مادرش به وزير گفت: پسرم داره از دست ميره! وزير گفت: (من کاری ميکنم پادشاه، دخترش رو به پسر تو بده)
به پسرت بگو در فلان کوه مشغول نماز خوندن بشه و وقتی من پادشاه رو به اون کوه آوردم هیچ اعتنایی نکنه تا من اشاره کنم!
فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران ظهور رو در خودش تقویت کنه و این انتظار به گونهای ست که از یک طرف، هیچگاه نباید آن را “طولانی مدت” تصور کرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را “بسیار نزدیک” دانست.
هم سینه میزنند
هم غم و غصه از سینه ای دور میکنن
هم پا برهنه می شوند
هم پای برهنه ای رو می پوشونن
هم گریه میکنند
هم اشک از چهرهٔ انسانی پاک میکنن
او حاضر است ولی ظاهر نیست!
ما ظاهریم اما حاضر نیستیم!
او منتظر حضور ماست و ما منتظر ظهور اوییم!
خدا کند که ما حاضر شویم تا او ظاهر شود…
۱. عده ای میگن ما از صدا و سیما خسته شدیم و تنوع میخواهیم..
۲. عده ای میگن ما میخواهیم از شبکه های مذهبیش استفاده کنیم..
و اما جواب …
صرف نظر از اینکه گرفتن اخبار از دشمنان، از نظر شرعی چه حکمی داره! اگه کسی واقعا میخواد اخبار رو از زبان دیگران بشنوه، اون ها انواع “شبکه های رادیویی” دارند که هر روز چندین نوبت راس ساعت معین خبر میده، لااقل آن رادیوها این تصاویر فاسد و خونه برانداز رو ندارند، بروند از آن رادیوها اخبار رو بشنوند، چرا ماهواره ای که صدها مفسده دیگه هم داره رو مبنای خود قرار بدهند؟!
انقلابی که سرآغازش از مکۀ مکرمه بود و مقدماتش را تمام انبیاء فراهم کرده بودند. بذر شجرۀ طیبۀ «انقلاب اسلامی» در کنار چشمۀ زمزم به دستان پاک پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) کاشته شد. در مکه آن را سرکوب کردند، از مدینه سربرآورد. در مدینه مظلوم واقع شد، در کوفه به اقتدار رسید. در کوفه با ناجوانمردی خواستند آن را به خاک بسپارند، در کربلا قیام کرد. در عاشورا آن را به خاک و خون کشاندند تا نابودش کنند، ریشههای خود را در دل زمین گستراند و جاودانه شد؛ تا در زمان ما جلوهگر گشت و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سرزمین ما را رویاند. ما از این شجرۀ تنومند طیبه که در جان جامعۀ ما سر از خاک تاریخ بیرون زده بود، شاخهای با نام «جمهوری اسلامی ایران» دریافت کردیم و آن را به مثابه نهالی نهادینه کردیم که زیر سایۀ آن زندگی کنیم.
روزی دانشجوی جوانی برای مشورت اومد و گفت: میخام در دانشگاهمون کارفرهنگی بکنم، چه کار کنم بهتره؟
ازش پرسیدم: بلدی رخت و لباس بشویی؟ گفت: بله، بلدم! اما این چه ربطی به کارفرهنگی داره؟! من میخام کارفرهنگی کنم!
گفتم: حاضری لباسهای هم اتاقیت رو توی خوابگاه بشویی؟
فرض کن پدرت نصف شب، در اتاقت را باز کرده و انگار نه انگار در خواب ناز هستی، بیدارت می کند و می گوید: بلند شو و ماشین را بشوی!!
چرا من؟ چرا نیمه شب؟ مگر فردا را از ما گرفته اند؟ اصلا به من چه؟ مگر ماشین را به من می دهی که رانندگی کنم که حالا بشویم؟ و آنقدر حق را به خودت می دهی که قسم می خوری عمرا اگر بلند شوم… محال است… اصلا خودش بشوید…
اما ۵۰شبِ پیش، ماشین زد به دخترم، ۹سالشه، خون ریزی مغزی کرد! دکترا گفتند ضربه شدید بوده، خیلی بتونیم نگهش داریم نهایتا ۳ روزه! به دکتر گفتم از هر جای دنیا میخای دکتر بیاری بیار، پولش با من. گفت: چرا متوجه نیستی؟! ضربه به مغز شدید بوده، اصلا نمیشه کاریش کرد! شروع کردم به دَری بری گفتن که شماها فقط اسمتون دکتره! هیچ کاری بلد نیستید…
یه سؤال مهم:
اون همه آدم تو غدیرخم بودن،مگه میشه یهو خیلیا انکارش کنن؟!!!
آقای قرائتی گفت: یه بچه شیعه باید جواب این سؤال رو بلد باشه!
خود حاجی جواب رو با یه شاهد قرآنی ثابت کرد.
گفتم: انسانها با چه گناهی اسیر تو میشن؟!
گفت: با سه گناه؛ وقتی از خودش خوشش بیاد، وقتی احساس کنه اعمال خوب زیادی داره، وقتی گناهشو کوچیک بشماره!
مهندس طباطبایی میگه: یازده ماه از ملاقاتم با شیخ جعفر مجتهدی در آلمـــان می گذشت. یک بار حوالی غروب ایشون رو دیدم فرمودند: «عازم اتریش هستم و آنجا کاری دارم» ماشینی سوار شدیم و پس از طی چند کیلومتر بین راه پیاده شدیم، ساعتی گذشت تا به دامنـــــه ی کوه بلنـدی رسیدیم، زمین پر از برفـــــ شده بود. ایشون گفتند: «بالا بریم، گرچه سخته اما تا مولا رو داریم غم نداریم. اینجا محل مأموریت ماست؛ سه تا دانشجو زیر برف مانده اند و متوسل به حضرت مسیح شدند»
من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر «جهان خواران» بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همــــه ی دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست، یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتـــــری که شهـــادت است می رسیم… بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانیـــد که پیروزی از آن شماست.
مقام معظم رهبری :
اسلام به کتاب خواندن و نوشتن، خیلی اهمیت می دهد.
کتاب : ۱۰۰ خاطره از شهید مهدی باکری
شما که معتقدین یاابن الحسن می گین، امام زمان تو کار هست،
شما چرا معصیت میکنید؟
شما چرا چشم هاتون آلوده شده؟
شما چرا شکم هاتون پر از حروم شده؟
شما چرا با کاسبی هاتون قلب مهدی رو می شکنید؟
شما چرا ربا خور و نزول خور شدید؟
در خانهی امام صادق عليهالسلام جمعی نشسته بودن؛ حضرت صادق علیهالسلام دربارهی منجی اسلام سخن میگفت؛ نگاه کردن یکی از این نفرات حس نداره؛
حضرت پرسیدن تو چرا حسی نداری؟ موضوع به این قشنگی؛
گفت آخه این کسی که شما ازش صحبت میکنی معلوم نیست کی خواهد آمد؛
گفتند آقا امام صادق قیام کنید؛ خواهش میکنم؛ تمنا میکنم؛ یار زیاد دارید؛ آقا فرمود: اینجوری هستید شما باهم دیگه که راحت از پول همدیگه استفاده بکنید، بردارید بدون اجازه هم؟
گغتند : نه آقا نمیشه، حساب حسابه کاکا برادر؛
امام فرمود: لشگر بیست میلیونی، من یه روز برگشتم گفتم امسال اربعین، به دوستام گفتم چقد شبیه فرمایش امامه این نکته؛ واقعا یه ارتش بیست میلیونی هم بیشتر، سی میلیونی شکل گرفته؛ اون سر جای خودش اما تو آخرالزمان بحث، بحث فتنههای فرهنگی و جنس اینطوریه؛
طرف میبینی با یه کلیپی تو تلگرام براش میاد دین و ایمونش به باد میره؛ نمی دونه، تقطیع نمیفهمه چیه! روشهای رسانهای و اینا رو نمیدونه.
یک زمانی لازم بود باز و بسته کردن کلاش بلد باشیم، امروز اونم لازمه، یه چیز اضافه تر هم باید یاد بگیریم امروز، امروز اينها رو باید بفهمیم.
جوونهایی که الان دارید تو این عصر و این زمان دارید زندگی میکنید که زندگی و دینداری خیلی سخته. سن ازدواج رفته بالا؛ آمپرهم زده بالا، ازدواج هم میسر نیست، اینام با ساپورت میان جلوتون میچرخن؛ برا دختر خانمهاشم همینه! الان داری دینداری میکنی، خداوکیلی دمت گرم.
اون کسایی که میگن؛ جوونها اِلن، جوونها بِلن؛ اینا هیچی نمیفهمند. جوونهای الان ما از جوونهای زمان جنگ بهترند.
فاصله تو تا گناه سی ثانیه است، باز کن؛ دکمشو بزن، اینترنت وصل شو، برو تو کانال؛ غیر اینه؟ فاصله تو تا ساقی یه تلفنه، زنگ میزنی با پیک میارن دم در؛ دروغ میگم؟!
من که میخوام به داد مسئله ظهور برسم؛ میخوام کار کنم برای ظهور؛ میخوام باشم اون دوران رو درک کنم اولین کار منی که میخوام مهدویت کار کنم چیه؟ محکم دینم رو حفظ کنم؛ ببینیم اولا آخرالزمان کیه؟ اصلا الان هست یا نیست؟
هر بار اینا همدیگرو میبینن باز تعجب میکنن، واقعاً؟ آقا ما این همه ایم؟ چرا تعجب میکنید؟
چون وقتای دیگه ساکتن، وقتای دیگه خاموشن، اصلاً معلوم نیست هستن، آقا یک گوشی دستم هست، چهار تا میتونم پیام بگذارم، چهار تا میتونم لایک بکنم، چهار تا میتونم فوروارد بکنم، چهار تا میتونم فالوور بشم برای چهار تا صفحه، بلاخره یک حرکتی، یک تکونی، یه چیزی آخه!
منتظر فرج باشیم بهترین همهی اعماله؛ علتش این است که اون کسی که منتظره کاراش و کرده، خودش و اصلاح کرده،عبد صالح شده، ولی خدا شده، حالا عملش بهتر از همه است آقا، علتش اینه؛ روایت دیگری است از نبی اکرم، حضرت نشسته بودن، اصحاب هم اطرافشون، فرمودن یک زمانی بیاید که این اشخاصی که میان هر عمل یه نفر از اونها به اندازهی پنجاه نفر شماست؛ عرض کردن یا رسول الله این یعنی چی؟ فرمودند: اونها برادرهای منن؛ یعنی شماها؛ مومنین؛ علاقه مندان به ولایت؛
انسان وقتی یه عشق داشته باشه گمش کنه مثل مال، یه دفعه یه چک پنج میلیون تومنی؛ یه چک یه میلیارد تومنی، ازش گم شده، ببین چجوری به أَيْنَ (کجاست؟) میافته؟ ها؟ چجوری به اضطراب میافته؟
امیرالمومنین علیهالسلام با مالک اشتر نشسته بودن، حضرت درد و دل میکرد؛
فرمود: مالک چی هستش که بعضیها از حکومت ما فرار میکنن و به سمت معاویه میرن؛ مالک اشتر گفت آقا اجازه میدید من بگم؟ حضرت فرمود: بگو؛
آقا شما دم از عدالت میزنید؛
در آخرالزمان فتنه را ناخوشایند ندانید زیرا آن فتنهها منافقان را نابود میسازد؛
میگه اینا باید باشند، لَتَغْرَبَّنَ غَربَله؛ هر نخالهای به مهدی نمیرسه؛ فتنهها که خدا خودش داره مدیریت شون میکنه؛ اینا وسیلهای میشه غربال کنی تشخيص فتنهها، اینم بهتون بگم؛ در آخرالزمان برای مؤمنان خیلی ساده است،
امام صادق (ع) فرمودند: تشخیص نور آفتاب که از پنجره می تابید؛ گفت: از این هم آسون تره، برای مؤمن با تقوا، یه وقت نترسوننتون.
رسول خدا میفرماید: «إِنَّكُمْ فِي زَمَانٍ مَنْ تَرَكَ عُشْرَ مَا أُمِرَ بِهِ هَلَكَ» شما در زمانی هستید ۰/۱ دستوراتی که خدا بهتون داده ترک کنید، نابود میشید ولی زمانی خواهد رسید که مردم ۰/۱ دستورات خدا رو گوش بدن نجات پیدا می کنن؛
یه زمانی میرسه که ما در بین مردم نیستیم؛ زمانهایه که دسترسی پیغمبر مقابل خودشون نمیبینند؛ امام مقابل خودشون نمیبینند؛ اون زمان مردم ۰/۹ دین رو ترک کنن ۰/۱ دین رو اجرا کنن نجات پیدا میکنن.
خواجه اباصلت هروی تنها کسی بوده که از شهادت امام رضا باخبر بود؛ مأمون دستور میده که این آقا چون از ماجرای شهادت خبر داره نذارید آزاد باشه این خبر میده به بقیه؛ دستگیرش کنید بره حبس؛ یک سال و نیم تو حبس بود خواجه اباصلت؛ بعد یک سال ونیم دلش میشکنه؛ آقا من یک سال و نیمه تو حبسیم؛ اینجا از خانواده دور، از همه کس دور؛ یه لحظه تو دلش توسل پیدا میکنه
وقتی این صهیونیستها رو وعده ما به سر میرسه، بندگانی رو مبعوث میکنیم اینها انسانهای بسیار قدرتمندی هستند میرن دونه دونه این صهیونیستها رو از خونههاشون بیرون میکشن و انتقام میگیرند و نابود میکنند؛ مکرر در روایات از امام صادق از امام باقر پرسیدند: این بندگان قدرتمند سختگیری که صهیونیستها رو از خونههاشون میارن بیرون و نابودشون میکنند کیا هستند؟
این پیام برای زن و بچه امام حسین نیست این پیام برای ماست؛ از دین خدا حفاظت بکنید بدونید خدا حافظتون خواهد بود. مهمترین پیام که پیام برای همه ماست، در بدترین شرایط پای دین تون وایستید، وایستید خیر خواهید دید مخصوصاً تو این عصر که قرآن فرمود تو آخرالزمان وَ لا یَخافُونَ لَومَةَ لَآئم[۱] از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نترسید. اِ هیئت میری؟ روزه میگیری؟ نماز میخونی؟ این کارو نمیکنی؟ کار بدیه. این کارا و انجام نمیدی؟ نه انجام نمیدم؛ ببین امام زمانت ازت راضیه یا نه؟
کلمهی لبیک یا مهدی خیلی سنگینتر از کلمهی لبیک یا حسینه.
وقتی شما میگید لبیک یا حسین؛ یعنی من حاضرم شما رو کمک کنم همانجور که شهدای کربلا اباعبدالله حسین را کمک کردند ولی آقا امام زمان (ارواحنا له فدا) یارانی که میخواد یه تفاوتی دارند با یاران اباعبدالله حسین (علیه السلام)، نه از حیث درجه و مقام، از نظر کارکرد
نرم افزار جامع مهدویت
برترین نرم افزار مذهبی منتخب داوران و مخاطبان در مسابقات وب و موبایل ایران