از جنگ نظامی برمیگشتند …
از جنگ نظامی برمیگشتند ، پیامبر گفت : آفرین به شما که در این جنگ کوچیکتر موفق شدید
حالا بروید سراغ جنگ بزرگ تر!
پرسیدند : منظورتون چیه؟
فرمود : جهاد با نفس.
? وسائل الشیعه/جهاد بانفس/ب۱ ح
از جنگ نظامی برمیگشتند ، پیامبر گفت : آفرین به شما که در این جنگ کوچیکتر موفق شدید
حالا بروید سراغ جنگ بزرگ تر!
پرسیدند : منظورتون چیه؟
فرمود : جهاد با نفس.
? وسائل الشیعه/جهاد بانفس/ب۱ ح
چقد خنده داره
یه ساعت «خلوت با خدا» طاقت فرساست، ولی ۹۰دقیقه تماشای بازی فوتبال مث باد میگذره!
چقد خنده داره
صدهزارتومان «کمک در راه خدا» مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همین پول، میریم خرید؛ کم به چشم میاد!
مَثَل آدم بی تقوا مَثَل کسی ست که پا گذاشته در یک سراشیبی لغــــزنده… می لغـزه تا آخر… گناه پشت گناه!!
اما آدم باتقوا وقتی خطایی کرد فورا متوجه میشه؛ خداوند می فرماید: إنَّ الّذین التَّقوا إذا مَسَّهُم طائِفٌ مِنَ الشّیطانِ تَذَکَّروا فإذا هم مُبصرون (اعراف/۲۰۱)
خوب می دونیم معاویه یکی از سرسخت ترین دشمنان حضرت علی(علیه السلام) بود. با این که همیشه سعی داشت به دروغ، چهره ای نامناسبی از امام معرفی کنه اما گاهی او هم اعتراف می کرد…
فقیر و نابینا بود، وارد مسجد شد. تا نشست، مرد ثروتمند با چهره ای اخمو و ناراحت، خودش رو جمع کرد و کمی فاصله گرفت..
پیامبر گفت: آیا ترسیدی فقر و نابینایی اش به تو سرایت کنه؟!
– نه یا رسول الله.
– آیا ترسیدی ثروتت بهش منتقل بشه؟!
– نه یا رسول الله.
– پس این چه حرکتی بود انجام دادی؟!
دانشمندی خبیث رو تصور کن که روباتی طراحی کرده واسه مردم آزاری! برای خراب کردن رفاه و آسایش مردم! برای خش انداختن روی ماشین مردم! این رُبات حتی آدم هم میکشه.
طراحی و ساختش با موفقیت انجام میشه. حالا فکر میکنی اولین کاری که این ربات انجام میده چیه؟
ﺷﻤﺮ ﯾﮏ ﻗﻠﻮﭖ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮔﻮﺵ بدﯾﻢ ! ﻋﻤﺮﺳﻌﺪ ﺑﯽﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﯽﺭﻏﺒﺘﯽ ﺷﻤﺮ ﺳﯽﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﺍﯾﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ
ﺍﺳﭙﯿﮑﺮ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ . ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﻨﮓ ﺣﺴﯿﻦ ﺣﺴﯿﻦِ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﭙﯿﮑﺮ ﭘﺨﺶ ﺷﺪ . ﺷﻤﺮ ﺑﻘﯿﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟
– ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋَﻠَﻤَﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ . ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻢ ﺭﻭﺵ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ .
– ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺻﻞ ﻧﯿﺴﺖ؟
– ﻧﻪ … ﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﻧﻪ ﭼﯿﺰﯼ . ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ .
ﻋﻤﺮﺳﻌﺪ ﻧﯿﺸﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ .
یادش بخیر قدیما… میگفتیم حســود هرگـز نیاسـود..
دیدار اول:
شیشه رو کشید پایین
– کجا میری؟ گفتم پادگان، گفت بشین بریم..
من بچه شیعه هستم خدا را می پرستم / خدای پاک و دانا مهربان و توانا
پیامبرم محمد که با او قرآن آمد / دین را به ما رسانده او ما را شیعه خوانده
دختر او زهرا بود فاطمه کبری بود / فدای دین شد جانش لعنت به دشمنانش
در روز عید غدیر بر ما علی شد امیر / امیرمونین است امام اولین است
ســـردار ذوالقدر میگه:
بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق، از سمت امارات تحرکات نظامی ای در جزایر سه گانه اتفاق افتاد، که احتمال بُـروز حادثه ای جدید میدادیم! جلسه ای در قرارگاه خاتم الانبیاء با حضور همهٔ سران نیروهای مسلح تنظیم شد، که اتفاقا مقام معظم رهبری هم تشریف آورده بودند.
اگر دیدید این آدم نماهای فرومایه، منتظــران را تمسخر می کنند، باید بدانید که این استهزا ناشی از عقده ای ست که نسبت به «آزادگان و آسمانی های عالم هستی» دارند و آنها در حقیقت از فرودستی خود می نالند!!
در واقع، آنها چون خود را ذلیل می یابند، عزتمنــــدانِ منتظر را به استهزا میگیرند.
از چه زمانی مردم به مجتهد و فقیه رجوع میکردند؟ آیا در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم بوده؟
خداوند می فرماید: عده ای بروند در دین تفقه کنند و آگاهی خوبی پیدا کنند، بعد برگردند و برای مردم توضیح بدهند و آنها رو نسبت به معارف اسلامی آشنــا کنند و آنها رو إنذار کنند.
سه نفر از رزمنده های مقاومت اسلامی رو دیدم که آهسته داشتند به سمت ما نفوذ میکردند تا سربازامون رو غافلگیر کنند.
به نظرم اومد اونا هدفهای بسیار آسونی هستند، لذا همین که خواستم هدفگیری کنم و بطرفشون شلیک کنم، ناگهان با مردی سوار بر اسب و شمشیر به دست مواجه شدم که ضربه ای به من وارد کرد و از نظرم دور شد!! ….خیلی وحشت زده شده بودم!!!
کار اصلی من، حضور در بین نسل جوان تحصیل کرده، دانشجو، استاد و طلبه است
و به نوبه خود به شما عرض می کنم که هر وقت نسل جدید سخن می گویند، یا اشکال می کنند، یا ابهامی دارند
به این معنا نیست که بریده اند یا متزلزل و ضعیف شده اند