«چطور وعدهٔ رسول خدا(ص) درمورد به حکومت رسیدن بنی عباس محقق شد، اما وعدهٔ ایشون درباره فرج آل محمد هنوز محقق نشده؟!»
علی بن یَقطین گفت: «پدرجان! اگه به ما گفته بودند امر فرج، دویست یا سیصد سال طول میکشه، اون موقع مردم قسی القلب میشدند!!»
۱- مسابقه توپ شیطون
۲- مسابقه بشین پاشو میتونه بصورت معکوس باشه تاجذابیت بیشتری داشته باشه
۳- مسابقه نفس (که ذکر مقدس سلام یا علی برای آقا پسرا و زهرا برای دخترخانموما)
۴- بادکنک ترکاندن
۵- سوال و جواب
حال کارمند بانک با دادن و گرفتن این همه پول تغییر نمیکنه، ما هم با اومدن و رفتن دنیا تغییر نکنیم.
همونطور که از دادن پول به بانک ناراحت نیستیم چون جاش محفوظه، از انفاق در راه خدا هم ناراحت نباشیم چون جاش محفوظه (نحل/۹۶)
اگه در پناه بانک، مال مون حفظ میشه، در پناه ایمان هم اعمال مون حفظ میشه.
جوونی رو که متهم به قتل دختری بود، ازش پرسیدند: چطور شد که همچین جنایتی رو انجام دادی؟
گفت: من مجرد بودم، به هزار زحمت دیپلم گرفتم و رفتم دانشـگاه. اونجا هم چشمم به دخترای زیادی میفتاد که با لباسای چسب و بدن نما و با سروصورت آرایش کرده توحیاط دانشگاه قدم می زدن.. توی کلاس ها بودند.. رعایت هیچی هم نمی کردن! منم که هم جوون، هم مجرد… با دیدنشون خیلی تحریک میشدم و انصافا بهم فشار میومد!
مدتها فکرم مشغول بود به اینکه خدا «شمر» (ملعون) رو به چه شکلی عذاب میکنه؟! تا اینکه شبی در عالم رؤیا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی ای نشسته و من هم در خدمت ایشون هستم. در کنارشون دو کوزه بود، فرمودند:
این کوزه ها رو بردار و برو از آنجا آب بیار … و اشاره به محلی کردند که بسیار باصفا و با طراوت بود؛ استخری پرآب، اطرافش درختانی بسیار شاداب، که صفا و شادابی محیط و گیاهانش قابل وصف نبود!!
پیامبر(ص) پیوسته می فرمود: هر گاه امت من از انجام امر به معروف و نهی از منکر سرپیچی کرده و آن را به یکدیگر واگذار کردند، گویا با خدا اعلان جنگ کرده اند.
(وسائل الشیعه/ج۱۱/ص۳۹۴)
بعد از اینکه پیامبر به حضرت زهرا تسبیحات رو یاد دادند
حضرت زهرا اومد خونه، یک نخ خاصی برداشت (شاید نخ پشمی بود) ۳۴ تا گره زد با فاصله مثلا یک سانت یک سانت، تا عددش یادش نره، بعد گاه و بیگاه می نشست این گره ها رو از دستش رد میکرد (مثل ما که تسبیح رد میکنیم) و ذکر میگفت…
۵۴ بار حج رفت که بیست بارش با پای پیاده بود! از افراد مورد اطمینان امام عسکری(علیه السلام) و از اصحاب خاص و روایت کننده از امامان معصوم بود…. اما در غیبت صغری؛ بعد از نائب اول، به شدت نیابت نائب دوم (محمد بن عثمان) رو منکر شد و در نهایت جزو مدعیان دروغیـــن شد!!
مسلم رسید کوفه «۴۰۰۰نفر» اومدن!
و وقتی عبیدالله والی کوفه شد
بشنو از زبان مسلم:
چند تا دستشویی بود، وارد شدم دیدم دستشویی اول کثیفه، رغبت نکردم. به دستشویی بعدی رفتم، در همین حین دیدم آقایی عرقچین به سر، وارد دستشویی اول شد! آستین بالازد و با شیلنگ آب اونجا رو تمیز کرد. دقت کردم ببینم کیه! سبحان الله… آقا سید روح الله بود!
چند روز بعد قرار بود از نوفل لوشاتو حرکت کنیم بسمت ایران و اون استقبال میلیونی…۱
یه توپ بسکتبال
تو دست من تقریبا ۱۰۰ هزار تومن می ارزه
اما تو دست مایکل جُردن بیش از ۵۰۰ هزار تومن!
بستگی داره توپ تو دست کی باشه!
تذکر دادن با عیب جویی کردن، دو مقوله ی از هم جداست. اگه کسی به دنبال اصلاح عیب های خودش باشه، بیشترین تاثیر گذاری رو در اجتماع خواهد داشت.
اگر مستضعفی ديدی
ولي از نان امروزت
به او چيزی نبخشيدی
به انسان بودنت شک کن
ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: « به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراضی نمی کند.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
لباس های خود را بشویید، موهایتان را اصلاح کنید، مسواک بزنید، آراسته باشید و نظافت را رعایت کنید؛ چرا که بنی اسرائیل این کارها را نمی کردند، در نتیجه زنانشان به گناه افتادند!