جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو
جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو
کی دل خســــته ام شود معتکف پناه تو..
زمـــزمهٔ لبای من، این طلب است از خـــدا
کاش شوم من عاقبت، یک نفر از سپاه تو..
جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو
کی دل خســــته ام شود معتکف پناه تو..
زمـــزمهٔ لبای من، این طلب است از خـــدا
کاش شوم من عاقبت، یک نفر از سپاه تو..
می روم تا سَــر رود
شاید آنجا نفسی تازه کنم
می روم تا دل دشت
شاید آنجا به تماشای نسیمی برسم
حتما بخون معرکه ست
مرحوم حاج اسماعیل دولابی “واسه انتظار فرج” مثال زیبائی دارند که …
پدری چهار تا بچه ش رو گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده.
از اونجا نگاه میکرد، میدید که هر کدوم از بچه ها دارن چه کار میکنن، مینوشت توی یک کاغذی که بعدا حساب و کتاب کنه.
مهندس طباطبایی میگه: یازده ماه از ملاقاتم با شیخ جعفر مجتهدی در آلمـــان می گذشت. یک بار حوالی غروب ایشون رو دیدم فرمودند: «عازم اتریش هستم و آنجا کاری دارم» ماشینی سوار شدیم و پس از طی چند کیلومتر بین راه پیاده شدیم، ساعتی گذشت تا به دامنـــــه ی کوه بلنـدی رسیدیم، زمین پر از برفـــــ شده بود. ایشون گفتند: «بالا بریم، گرچه سخته اما تا مولا رو داریم غم نداریم. اینجا محل مأموریت ماست؛ سه تا دانشجو زیر برف مانده اند و متوسل به حضرت مسیح شدند»
او یک روز که خیلی هم ناراحت بود به من گفت: « مادرجان! مرده شوره این سلطنت را ببرد که من، شاه و فرمانده کل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپیماهای ما را برده اند ویتنام »!! ارتشبد نعمت الله نصیری که میومد خدمت محمدرضا و گاهی منم اونجا بودم میگفت: آمریکایی ها فلان پرونده و فلان اطلاعات را خواسته اند! محمدرضا هم بهشون تقدیم میکرد!
این گیرنده رو چند روز بیشتر نیست که خریدم، که نصّاب، بد قولی کرده و هنوز نیومده نصبش کنه. (با گریه ادامه داد) ظاهرا قسمت این بود که شب ولادت آقا امام زمـــان بیام و این دستگاه رو تحویل بدم. حتما آقا نمی خواست به گناه بیفتم!
به دفتر شهدا غیراز این وصیت نیست
که شاهراه سعادت بجز ولایت نیست
وهیئتی که سیاسی نبود هیئت نیست
آهای “بچه ولایی” اگر که زحمت نیست
جلوتر از ولی امر خویش راه نرو
وباطناب جهالت درون چاه نرو
خود ملت آمریکا هم نمی دانند که آمریکا چیست؟ ملت ایران هم نمی دانند آمریکا چیست؟ اینکه میگن جامعه آمریکا با هم متحد هستند اینگونه نیست بلکه هیچ اتحادی در جامعه امریکا وجود نداره، کل ملت آمریکا متشکل از مهاجرینی ست که از نقاط دیگه به آنجا آمده اند و بعد از سه نسل، آنها شناختِ نسلی خودشون رو از یاد می برند و بعد از آن، سه گزینه براشون می مونه: یا پروتستان می شوند یا کاتولیک یا یهودی.
از وقتی این سه گروه وارد آمریکا شدند دائما با هم در جنگ بودند لذا جنگهای طولانی شان، آرامش رو از امریکا گرفته… همانند کشور یوگوسلاوی که همین بلا سرش در اومد…
عراقی های بعثی، تعدادی از بچه ها رو به زور بردن سر کار. گفته بودن بهتون حقوق هم میدیم، ولی نگفته بودن که بناست چه کاری انجام بدن. بچه ها وقتی به محل میرسن می بینن عراقی ها بساط «بلوک زنی» پهن کردند. «همه میدونستن که زدن بلوک، کمک به خط دشمنه» سنگرهاشونو محکم میکنن. وقتی فرمانده عراقی دستور میده که بچه ها مشغول بشن، هیچکی پا پیش نمیذاره! شیپور تهدید نواخته میشه!
مادرش درمورد رفتارهای خلاف پسرش، مینويسه:
محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود! یکبار در جوانی که با هواپیمای آلمانی مسافرت میکرد عاشق میهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفتهانزا شد. این شرکتهای هواپیمایی زیباترین دختران رو میهماندار خودشون میکردند و همین مساله مدتها موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پولهای زیادی صرف میهمانداران لوفتهانزا میکرد…!
مادرم در آخرین لحظاتی که خدمتشون رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست بره متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر اعلام کردم. دکتر خطاب گفت: «کسیکه این گونه سکته کنه کمتر زنده خواهد ماند!»
گفتند: ای آقای ما! چه شده؟! ابلیس گفت: آیه ای نازل شده [که بدنم به لرزه افتاده چون مایه نجات آدمهاست] که خدا به پیامبرش فرمود: «آدمیان وقتی مرتکب عمل زشتی شوند و یا به خود ستم کنند، به یاد خدا بیفتند و از گناهانشــــون توبه کنند و چه کسی جز خداست که گناهان رو می بخشه»
نمی توانید پنهان کنید شهادتی را که
گوشها
چشمها
وپوستهایتان
میدهند…
? فصلت/۲۲
«قاب عکس و عکس» باید با هم تناسب داشته باشن…
هیچ آدم عاقلی، نقاشی کودکانه رو، توی قاب گرون قیمت نمیذاره!
چون با هم تناسب ندارن!
پس اگه شوهر، امتیازاتی داره، همسر هم باید امتیازاتی داشته باشه.
از اهل سنت محترم خواهشمندیم بدون تعصب، بلکه با عقل و وجدان در مطلب زیر بیندیشند…
ابوزرعه رازی(از اهل سنت) نوشته: هر گاه کسی را دیدی که به یکی از صحابه پیامبر خرده می گیرد بدان که او زندیق(کافر) است. [کتاب الاصابه/ج۱/ص۱۷]
«صحابه یعنی هرکسی که در جوار پیامبراکرم(ص) بوده باشه، حتی لحظه ای کوتاه»