همواره با بزرگترين جمعيتها باشيد كه دست خدا با جماعت است، از پراكندگی بپرهيزيد، كه «انسان تنها» بهره شيطان است آنگونه كه «گوسفند تنها» طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشيد هركس مردم را به تفرقه و جدایی دعوت كند او را بكشيد هر چند كه زير عمامه من باشد…
اون پرسید : بهترین مکان کجاست؟
گفتم : مسجد
پرسید : بهترین جای مسجد کجاست؟
گفتم : محراب
پرسید : بهترین عمل چیه؟
گفتم : نماز
هواپیمای اختصاصی” دائم بین پاریس و تهران در حال رفت و آمد بود… گاهی اوقات خیاط فرانسوی که فراموش کرده بود چیزی از پاریس بیاورد هواپیما را به فرانسه برمیگرداند تا براش آن چیز را بیاورد، در حالیکه مثل همان در اینجا هم بود. اين همه ريخت و پاش، غير قابل تصور بود!
در یک مجلس شام، محمدرضا یک سری جواهرات منحصر به فرد در دنیا، رو به “ژاکلین” هدیه داد!
مردى از اهل قم، مردم را بحق می خواند و با گروهى چون پارههاى آهن بپاخيزند كه بادهاى تند آنها را نلغزاند، و جز نبرد ندانند و نخواهند و بر خدا توكل دارند و سرانجام از آن ِ پرهيزكاران است.
تاحالا شنیده بودید توی انگلستان در عرض ۱سال (۲۰۱۱تا ۲۰۱۲) ۱۰۵ نفر، قربانی اسیدپاشی شده اند؟!!
نه ما هیچ کدومو نشنیده ایم!
چون هر اتفاقی توی ایران میفته، باید رسانه ای بشه و ازش برضد نظام سواستفاده کنن ولی توی کشورهای استعمارگر همه چی باید آروووووم و خوب نشون داده بشه.
یعنی دو جنس مخالف نسبت به سودی که برای هم دارند، تعریف میشوند! طبیعتا اگر زیان و زحمتی مترتب باشد، آن کشش موضوعیت ندارد. کسی بخاطر کسی ایثار و فداکاری نمیکند، هر کس باید سودی برای دیگری داشته باشد!!! اگر سود، رقیق [ و کمرنگ ] شود، شخص ِ دیگری موضوعیت میابد!
شخصی نقل میکنه: برای درس و بحث به شهر قم آمدم. شبی آقای بهجت رو خواب دیدم و تمام شبهات و سئوالاتم رو مطرح کردم و ایشان هم جواب دادند. فردای آن روز (که جمعه بود) رفتم به جلسه آیت الله بهجت، تا خوابم رو به ایشان بگم.
وقتی به آنجا رسیدم، آقا فرمودند: جواب سؤال هایت همان هایی بود که در خواب گفتم. تردید نکن.
امام صــادق(علیهالسلام) : آنچه به مصلحتِ بدن انسان بوده، خدای تعالی حلال کرده و آنچه مُضر برای بدن بوده حرام کرده…
فردی خدمت امام باقر(علیهالسلامـ) اومد و گله کرد که چرا شما قيام نمیکنيد؟ ما هزاران شمشيرزن داريم. امام پرسيدند: آيا اين افراد به مرحله ای رسيده اند که اگر برادر مسلمانشان بدون اطلاع، پولی از جيب شان برداره، ناراحت نشن؟ گفت: نه. امام فرمودند: کسی که حاضر نيست از پولش بگذره چطور جونش رو فدا میکنه؟!
ما افتخار میکنیم كه بانوان و زنان پير و جوان در صحنه هاى فرهنگى اقتصادى و نظامى، حاضر و همـدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن فعاليت دارند… و آنان كه توان جنگ دارند… براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى [که از واجباتِ مهم است] شركت کردند…
“اعتراض مطلق و بی بندوبار” مانند اینه که حضرت یعقوب(علیه السلام) به بوی پیراهن یوسف(علیه السلام) بی اعتنا باشه و به این بهانه که منتظر دیدار خود یوسف است، آثار ایشون رو بیمقدار بشماره؛ و یا هنگامی که پیراهن را به او میرسانند، به جای نوشیدن جرعه ای از چشمــه وصـــال و متبرک کردن ِ چشمانش به پیراهنی که بوی دلدار رو میدهد ( که نتیجه اش بینایی اوست)، اعتراض کنه که « من عمری ست منتظر یوسفم، حالا برای من پیراهن میآورید! » و پیراهن رو به کناری پرتاب کنه!
سوار اتوبوس شد و بی هیچ مقدمه ای پرسید: دختر خانمای گل! بگید ببینم چرا اینجا اومدید؟
یکی از بچه ها گفت: خانم! راستشو بگم؟ قبلا نسبت به این مناطق فکر میکردم همه جاش خاکیه، مگه یه مشت خاک چه ارزشی داره که مردم برا دیدنش سر از پا نمیشناسن؟! نمیتونستم باور کنم خاک، آدما رو تغییر میده! سال گذشته با بیمیلی، راهی این سفر شدم، اما تا پام به این وادی باز شد دلمو جا گذاشتم! حالا اومدم تا دوباره پیداش کنم.
هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودی خدا در آن است رد مكن، كه آسايش رزمندگان، و آرامش فكری تو، و امنيّت كشور در صلح تأمين می گردد.
لكن زنهار زنهار از دشمن خود پس از آشتی كردن، زيرا گاهی دشمن نزديك می شود تا غافلگير كند، پس دور انديش باش، و خوشبينی خود را متّهم كن. حال اگر پيمانی بين تو و دشمن منعقد گرديد، يا در پناه خود، او را امان دادی، به عهد خويش وفادار باش، و بر آنچه بر عهده گرفتی امانت دار باش، و جان خود را سپر پيمان خود گردان، زيرا هيچ يك از واجبات الهی همانند وفای به عهد نيست…
این میگه: هو چه خبره؟ اون میگه: به توچه!
این: چـــرا داااد میزنی؟ اون: دلم میخــاد!
این: عددی نیستی! اون: بیشین بینیم باااا
این: ریز میبینمت! اون: زرشک!!
استاد:چرا وقتی عصبانی هستیم داد میزنیم؟
یکی ازشاگردان گفت:چون دران لحظه خونسردیمان را ازدست میدهیم!
استادگفت:این درست،اما چرا با وجودی که طرف مقابل کنارمان است داد میزنیم؟