دوشیزه فلانی با آقای فلانی ازدواج کردند.
قرار بود تالاری بگیریم و جشن با شکوهی و شما تشریف بیاورید.
عروس و داماد توافق کردیم که پول تشریفات را به یک دختر و پسر دیگر بدهیم
تا آنها هم مثل ما وارد زندگی مشترک بشوند…
قرار بود تالاری بگیریم و جشن با شکوهی و شما تشریف بیاورید.
عروس و داماد توافق کردیم که پول تشریفات را به یک دختر و پسر دیگر بدهیم
تا آنها هم مثل ما وارد زندگی مشترک بشوند…
ﺧﺪﺍ بهش ﮔﻔﺖ: ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﻡ … ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺁﯼ ….
ﺁﺩﻡ ﺁﺭﺍم و ﻧﺠﯿﺐ، ﺁﻣﺪ ﭘﯿﺶ !!!… ﺯﯾﺮ ِﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺖ ..
ﻣﺤﻮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ، و ﺩﻝ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮔﺮﯾﺴﺖ !!…
محمدباقر صدر و مرتضی مطهری
هم در زمینه ی علمی معرکه بودند و قوی کار کردند و هم در راه اسلام و سیدالشهدا، خون دادند و دشمن شهیدشون کرد..
ما هم در جنگ امروز ، جنگ علمی (جنگ قلم ها و تاثیرگذاری برمغزها) چنان مفید باشیم که خار در گلوی دشمنان امام حسین باشیم!!!
نه اینکه با کارامون دشمن رو خوشحال کنیم
اگه مرام حسینی داریم ، اگه خط زینبی داریم، یه جوری باشیم که ما را به شهادت برسانند، نه اینکه با کارای ما حال کنند!!
قمه زدن!
بعضیا وقتی که به عبادتی می رسند مثلا نماز می خوانند، دیگه اصلا نگرانی ای ندارند که آیا این نماز مورد پسند خدا واقع میشه یا نه؟ یا آیا روزه ای که می گیرند مورد پسند قرار می گیره یا نه؟ در حالی که برای بسیاری از امور دیگه ی زندگی، چنین نگرانی هایی دارند!
خیلی ببخشید، انگار از خدا طلبکارند و همین مقدار عبادت ناچیز را هم زیادی می دانند! اینجاست که بعضی از “روزه” چیزی جز یک ماه گرسنگی و تشنگی عایدشون نمیشه!
توجه همسر به مادرش، نه تنها نقطه منفی نیست بلکه مثبته/عروس خانم باید باخودش بگه: پسری که به مادرش توجهی نداره (اونم مادری که یک عمر به این بچه خدمت کرده) و بهشون عاطفه ای نداره، فردا با من چه خواهد کرد؟!
یه روز توپارک داشتم از ضررهای ماهواره برای بچه ها میگفتم » که فیلمهای ماهواره ای میخوان دختر خانومای ما، روسری سرشون نکنن و مثل خودشون بی آبرو باشند. یکباره دختر خانوم کوچیکی که سرش برهنه بود، از بین ما به سرعت بلند شد و رفت! منم در حین صحبت داشتم اونو با نگاهم تعقیب میکردم، دیدم رفته سراغ مادرش و با زور داره روســـری رو از سرمادرش می کشه، مادرش هم که چادر داشت مجبـــور شد روسریش رو به دخترش بده. دخترک روسری به سر کرد و به جمع ما برگشت…
یه روز مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد میکنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند!! دختر و پسر فکر کردند که الان آقا دستور دستگیری شونو میده!!
اتفاقا مقام معظم رهبری باهشون صحبت کردند و از شغل و فامیل بودنشون سئوال کردند؛ پسر وقتی با برخورد زیبای آقا مواجه شد، واقعیتش رو گفت که «باهم دوست هستیم»
مدتها فکرم مشغول بود به اینکه خدا «شمر» (ملعون) رو به چه شکلی عذاب میکنه؟! تا اینکه شبی در عالم رؤیا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی ای نشسته و من هم در خدمت ایشون هستم. در کنارشون دو کوزه بود، فرمودند:
این کوزه ها رو بردار و برو از آنجا آب بیار … و اشاره به محلی کردند که بسیار باصفا و با طراوت بود؛ استخری پرآب، اطرافش درختانی بسیار شاداب، که صفا و شادابی محیط و گیاهانش قابل وصف نبود!!
آیت الله بهجت(ره) می فرمودند: «آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند، ما بالقوه داریم. خیلی به خود مغرور نشویم. این طور نیست که آنها از جهنم آمده باشند و ما از بهشت. به خدا پناه می بریم!» (درمحضربهجت/ج۱/ص۸۱)
گاهی وقتا ما آدمای بی رحمی هستیم ولی خودمون نمی دونیم! مثلا اگه صد نفر انسان بی گناه رو جلوی ما سر بِبُرند، میگیم: «بی خیال! فقط کسی ما رو اذیت نکنه و به ما آسیب نرسونه، عیبی نداره. ســر ما رو که نبریدند!»
وقتی چشم، یه بخشهای برهنه ای از بدن رو میبینه و یه بخش هایی رو نمیبینه، اون بخش هایی که نمیبینه حدس میزنه…تخیل میکنه…و وقتی تخیل میکنه به بهترین شکل ممکن تخیل میکنه!…طرف از اسپانیا اومده بود ایران میگفت من اینجوری که تو ایران دارم تحریک میشم، اسپانیا نشدم!
اگرکسی امتحان پایان ترم رو ۲۰ بگیره، من یک شب با اوخواهم بود..
وقتی وارد نیروی هوایی شدم در ابتدای ورود، باید یک سری آموزشها رو
در نیروی هوایی می دیدیم از جمله؛ آموزش زبان انگلیسی…
این کلاس ها، شروع آشنایی چندین ساله ی من با عباس بابایی بود
عباس، شخصیت خاصی داشت و ازهمه متمایز بود.
مادرش درمورد رفتارهای خلاف پسرش، مینويسه:
محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود! یکبار در جوانی که با هواپیمای آلمانی مسافرت میکرد عاشق میهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفتهانزا شد. این شرکتهای هواپیمایی زیباترین دختران رو میهماندار خودشون میکردند و همین مساله مدتها موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پولهای زیادی صرف میهمانداران لوفتهانزا میکرد…!
از چه زمانی مردم به مجتهد و فقیه رجوع میکردند؟ آیا در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم بوده؟
خداوند می فرماید: عده ای بروند در دین تفقه کنند و آگاهی خوبی پیدا کنند، بعد برگردند و برای مردم توضیح بدهند و آنها رو نسبت به معارف اسلامی آشنــا کنند و آنها رو إنذار کنند.
خیلی مراقب مادرت باش
منو تو هیچی نبودیم …
سلام، دندون عقلم رو کشیدم! دندون درد سختی دارم.. مغزم.. گیجگاهم.. گوشم..
ازجمعه که دردمند شدم، آروم و قرار ندارم! خواب و خوراک ندارم ..
به هر دری زدم تا آروم بشم و تا درمانش نکنم راحت نمیشم..
گرچه درد، اَمونم رو بریده و سخت تایپ میکنم ولی