دیده آلوده ، دل آلوده ، نفس آلوده ، آه

حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست
بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشـــوب نیست

باغ های این حوالی را همــه سرمــــــا زده
دور ازخورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست

خوب میـــدانم شبیه عاشقــــــــانت نیستم
خوب میدانی که اوضاع دلم مطلوب نیست

? عااااشقونه…

سلطان محمود به غلامش أیاز، ابراز علاقه ی زیادی می کرد و درباریان درک نمی کردند چرا. روز عیـــد رسید. سلطان نشسته و به درباریان اجازه داده که هر چه می خواهند درخواست کنند. از وسیله و زمین و خونه و باغ… درخواست می کردند و او عطا می کرد. عجب عیـــدی بود!
بعد از همه، نوبت به أیاز رسید که کنار سلطان نشسته بود. …

ابلیس رفت بالای کوهی، با صدایی بلنـــــد فریاد کشید و …

گفتند: ای آقای ما! چه شده؟! ابلیس گفت: آیه ای نازل شده [که بدنم به لرزه افتاده چون مایه نجات آدمهاست] که خدا به پیامبرش فرمود: «آدمیان وقتی مرتکب عمل زشتی شوند و یا به خود ستم کنند، به یاد خدا بیفتند و از گناهانشــــون توبه کنند و چه کسی جز خداست که گناهان رو می بخشه»

شکر در آب …

ارزش و قیمت شِـکر بیشتر از آبه، ولی وقتی همین شکر درآب قرار میگیره، خودش رو قربانی و فدایی میکنه. شما وقتی نگاه میکنی هیچ اثری ازش نمی‌بینی اما وقتی می‌چشی می‌بینی شکر تمامی ذرات آب رو تسخیر کرده و به تصرف خودش درآورده…
«زن در آفرینش» مثل شکر می‌مونه

بگو یا صاحب الزمان .

تکان میخوری بگو یا صاحب الزمان،می نشینی بگو یا صاحب الزمان،برمیخیزی بگو یا صاحب الزمان،صبح که از خواب بیدار میشوی مؤدب بایست و صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن و بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن،شب که میخواهی بخوابی اول دست به سینه بگذار و بگو”السلام علیک یا صاحب الزمان”بعد بخواب.

بدون تیتر!!

یه روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریدند. بعد از نیم ساعت دیدم ایشون سبزی به دست به طرف مغازه برمی‌گردند! خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم! تو فکر بودم که چی بگم و در همین خیالات بودم که ایشون با اون قد خمیده و چهره ملکوتی شون وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها رو از کجا برداشتید؟ عرض کردم: چطور مگه؟

چطور جوان مانده‌اي؟

مردم را دور خودش جمع كرده بود، ميگفت زينب است؛دختر فاطمه بردنش پيشه خليفه . پرسيد: ” چطور جوان مانده‌اي؟”
گفت:
“پيامبر دست كشيد بر سرم تا هر چهل سال يك بار جوان شوم.”
علي‌ بن محمد آمد، رو به زن گفت:

آیا ترسیدی فقر و نابینایی اش به تو سرایت کنه؟!

فقیر و نابینا بود، وارد مسجد شد. تا نشست، مرد ثروتمند با چهره ای اخمو و ناراحت، خودش رو جمع کرد و کمی فاصله گرفت..
پیامبر گفت: آیا ترسیدی فقر و نابینایی اش به تو سرایت کنه؟!
– نه یا رسول الله.
– آیا ترسیدی ثروتت بهش منتقل بشه؟!
– نه یا رسول الله.
– پس این چه حرکتی بود انجام دادی؟!

شیطان در ملاقات خود با حضرت يحيى عرض كرد …

شیطان در ملاقات خود با حضرت يحيى عرض كرد: من جزو ملائكه بودم و چهار هزار سال سرم را از يك سجده بر نداشتم؛ ولى عاقبتم اين شد كه از صفوف ملائكه بيرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گرديدم

آقا! این سرویس چنده؟ چقدر قشنگــه!

آقا! این سرویس چنده؟ چقدر قشنگــه!
– قیمتی نداره خانم. ارزونه.
– چه جالب! من فکر کردم جواهره.

نه خانم! جواهر رو که تو کوچه خیابون دم دست جماعت ریخت و پاش نمی کنن! باید بری جواهر فروشی از هفت تا گاوصندوق و هفت تا بقچه درش بیاری…

آیا میدونستی…؟!

همون ابتدای ظهور

امام زمان (ارواحنا فداه)
از سیصدوسیزده نفر (یاران ویژه اش) تعهد میگیره، که: