گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم.. درنظرم طوری بود که گويا خداوند مانندش را در دنيا نيافريده.
وقتی نامزدشديم.. بسياری را ديدم که مثل او بودند.
وقتی ازدواج کرديم، خيلی ها را از او زيباتر يافتم.
چندسالی را که را باهم زندگی کرديم، دريافتم که همه زنها از همسرم بهترند.
رفتار پیامبر در سفر گروهی، اثر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها
پدیدآورنده :دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم؛ معاونت فرهنگی و تبلیغی
مخاطب :نوجوان(راهنمایی)
امکان دانلود کتاب «آفتاب در مصاف» بر گرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با علل و ابعاد حادثه ی عاشورا فراهم شد:
از جنگ نظامی برمیگشتند ، پیامبر گفت : آفرین به شما که در این جنگ کوچیکتر موفق شدید
حالا بروید سراغ جنگ بزرگ تر!
پرسیدند : منظورتون چیه؟
فرمود : جهاد با نفس.
? وسائل الشیعه/جهاد بانفس/ب۱ ح
با یک نگاه … زن و بچه داشت و کاشی کار بود. برای ساختن مسجد گوهرشاد، کارگری می کرد. یه روز گوهرشاد خانم اومد برای نظارت. و این مرد هم از همون بالای داربست با یه نگاه؛ نه یک دل، که صد دل عاشــــق شد…! عقل میگفت: تو کجا و بانوی مجلله ای همچون گوهرشاد […]
روزنامه خیلی زود آتیش میگیره!
نیازی هم به تشریفات و مقدمات نداره؛ نه نفت میخاد نه بنزین..
زود روشن میشه و آتیش ِگرم و زیاد… اما زودم خاموش میشه و فقط ازش دودهٔ سیاه می مونه!!
امام صادق در پاسخ به جابر جُعفی که پرسید: « فرج شما چه وقت خواهد بود؟» فرمودند: «هیهات! هیهات! فرج ما نخواهد رسید تا اینکه شما غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید(سه بار تکرار کردند، بعد فرمودند) تا ناخالصی ها از بین برود و خالص ها باقی بمانند.»
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
میتوانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات ۲۰ سانتیمتر
فاصله داشته باشد
اون پرسید : بهترین مکان کجاست؟
گفتم : مسجد
پرسید : بهترین جای مسجد کجاست؟
گفتم : محراب
پرسید : بهترین عمل چیه؟
گفتم : نماز
اینکه میگن رضاشاه بی سواد بود و میخان اونو با این حرف تحقیر کنن حرف صحیحی نیست. رضا یک بچه یتیم بود و با سختی و مشقت بزرگ شد.
در آن زمان، تحصیل مخصوص طبقات درجه یک و مرفهین بود، تازه خیلی از آقازاده ها و شازده ها و بچه های از ما بهترون به واسطه اینکه نژادا خنگ بودند و معلم سرخانه داشتند هم سوادی بهم نمی زدند!
پس این ضعف رضاشاه نبوده که سوادی نداشت، بلکه قوت او بود که علیرغم بی سوادی، به اون مقام رفیع رسید و فرمانده کل شد.
تا حالا نشده که من از نماز شب ِ ایشون، بیــدار بشم” چون اصلا چراغ رو روشن نمیکردند؛ نه فقط چراغ اتاق رو، بلکه چراغ راهرو و حتی چراغ دستشویی رو! که نکنه کسی بیدار شه! عجیب تر اینکه حتی وقت وضو برای نماز شب شون، یک ابر زیر شیر میذاشتن که آب چکه نکنه و صداش کسی رو بیدار نکنه!
زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.
به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود ۷۰ الی ۸۰ نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد
زغالهای خاموش را،
کنار زغالهای روشن میگذارند تا روشن شود…
همنشینی اثر دارد.
ما هم اگر کنار کسانی بنشینیم،
که روشنند و نورانیت و حرارتی دارند،
ما هم نورانیت و حرارتی میگیریم…
خــــدایـا !
به آنچه دادی تشکـر
به آنچه ندادی تفکـر
به آنچه گرفتی تذکـر
که داده ات نعمـت
نداده ات حکمـت
و گرفته ات امتحـان است
یک زمانی صهیونیستها به لبنان حمله کردند و گفتند: «لبنان محل خوشنشینی ست آنجا را راحت میشود تسخیر کرد!» ولی مردم لبنان پشت سر حزبالله لبنان، مشت محکمی بر دهانشان زدند. بعد رفتند با تکفیریها، شام را غارت کنند و گفتند: «آنجا که دیگر تحت قدرت نیروهای حزباللهی نیست» ولی مردم شام به پا خاستند و آمریکاییهایی که اینقدر زحمت کشیده بودند و در عراق پایگاه زده بودند تا بتوانند با عوامل خودشان، عراق را تحت نفوذ در بیاورند، در آنجا هم به نتیجه نرسیدند.
آیا الان با مردم یمن به نتیجه میرسند؟!