مفت خوری ممنوع!!!
از جنگ تَبوک بر می گشتیم، یه عده اومده بودند استقبال، از جمله پیرمردی بنام «سعد انصاری» جلو اومد، به پیامبر دست داد، پیامبر دید دستهای پیرمرد خیلی خشن و چاک چاک شده!
گفت: دستات چیشده؟!
از جنگ تَبوک بر می گشتیم، یه عده اومده بودند استقبال، از جمله پیرمردی بنام «سعد انصاری» جلو اومد، به پیامبر دست داد، پیامبر دید دستهای پیرمرد خیلی خشن و چاک چاک شده!
گفت: دستات چیشده؟!
همونطور که شنا در استخر، نیاز به مربی و ناجی داره
گذر از دنیا هم نیاز به کِشتی و ناخدا داره!
حدیث داریم: «الدُّنیا بَحرٌ عَمیق» دنیا، دریایی ست عمیق و پر تلاطم!
با کدوم منطق بپذیریم که خدا شناگرانِ ناآشنا رو در این دریای پرخطر، به حال خودشون رها میکنه؟!
امام زمان که نمیاد آدمای مؤمن و عوام غیر مؤمن رو بکُشه؛ حتی ایشون نمیاد که گناهکارا رو بکُشه، بلکه خیلی از گناهکارها با اومدن ایشون، آدمای خوبی میشن؛
کشتن، قاعده ای داره! حتی قرار نیست بعضی از گناهکارایی که با اومدن ایشون هم خوب نشدند کشته بشن…
هیچ کس به من نگفت
که در دوران غیبت شما، وظایفی دارم از جنس عشـــــــق…
کاش بهتر می فهمیدم امام، امام است چه ظاهر چه غائب! و تو امام منی…
بیش از نود در صد روابط خیابونی، به سفره های عقد ختم نمیشه!!
و از اون ده درصد هم بیشترش موندگاری نداره!
کمی تامل…!
توآمریکا پلیس میزنه سیاه پوست رو میکشه,کسی کارش نداره
اونم پلیسی که بایدمحافظ جان مردم باشه
توهردقیقه به دو زن در امریکاتجاوز به زور میشه ودنیا ساکته
تو هالیوود به مردم دنیا آموزش خشم وقتل وتجاوز میدن
مَروه(آن زن جوان)، در دادگاه کشوری که فریاد حقوق بشر میزنند چاقو چاقو میشود!!! قاضی هم سکوت میکند!!!!
تو عراق وافغانستان ناموس مردم در امان نیست
هیچ ملتی نمیتواند استقلال پیدا بکند إلا اینکه خودش، خودش را بفهمد. تا زمانیکه ملتها خودشان را گم کرده اند و دیگران را به جای خودشان نشانده اند ، استقلال نمیتوانند پیدا کنند. کمال تاسف است که کشور ما که حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته و دنبال غرب رفته است!
همچو غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده که گمان میکنند غیر از غرب، هیچ خبری در هیچ جا نیست! و این وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج، منشأ اکثر بدبختیهای ملتها و ملت ماست.
رضا در اوّل خیابان سپه محوطهی بزرگی را که به نام باغ ملّی بود تعمیر و بازسازی نموده، مراسم نظامی را در آن برگزار میکرد. در بالای سر در بزرگ آن، مجسّمهی نیم تنهای از خود نصب نمود که مانند دو مجسّمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون، تمام صورت پیدا بود و هم از درون.
روزی برای مراسمی، مدرّس را دعوت کردند. هنگامی که مدرّس به باغ ملّی رسید، رضاخان و عدّهای دیگر از وی استقبال کردند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت. سپس در چادری نشستند.
علت دوری شما از ما، چند گناهی بود که انجام می دادی.
و فرمودی: پشت پرده ی غیبت بودنم به خاطر اعمال بد شما شیعیان است و اگر شما پیمان پاکی که با امامان خود بسته بودید را فرامــوش نمی کردید، پرده ها کنــار میرفت..
دختران متکبر که با گردن افراشته
به ناز راه می روند و راه رفتنشان همراه با صداست( تق تق…)
در آنروز (درقیامت)، خدا آنها را کَــل (کچل) خواهد کرد…
به جای عطری که زدند، عفونت
به جای کمربندی که بستند، طناب
عوض ِ موهای بافته شده، کچلی
دانش آموزی به نام محمود؛ وقتی میبینه خدمتکار مدرسه دست تنهاست و باید همه کلاسها رو نظافت کنه، تصمیم میگیره کمکش کنه!
وقتی دیرتر از همه ی همکلاسیاش به خونه میره و دلیل تاخیرش رو توضیح ميده، پدرش خوشحال ميشه و تشویقش میکنه..
مسلم رسید کوفه «۴۰۰۰نفر» اومدن!
و وقتی عبیدالله والی کوفه شد
بشنو از زبان مسلم:
زمانی بود که مثل امروز این قدر فساد ترویج نمیشد ولی در آن زمان این قدر عقل ها رشد نکرده بود و امکانات برای خوب شدن فراوان نشده بود و الگوهای خوب زیاد دیده نشده بود… و از طرفی؛ تمدن ِ پوسیده و منحوس غربزدگی و کفر، به این اندازه خودش رو نشان نداده بود!
جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو
کی دل خســــته ام شود معتکف پناه تو..
زمـــزمهٔ لبای من، این طلب است از خـــدا
کاش شوم من عاقبت، یک نفر از سپاه تو..
نشونهٔ ملموسی که من بتونم خودم رو بسنجم اينه که الآنم رو با گذشته ام مقايسه کنم ببينم چقدر حساس تر شدم؟