ما شبانه روز چشم براهت بودیم! چرا دیر پیش ما آمدی؟!
اگه شیعیان ما – که خدا برای بندگی توفیقشون بده – قلبا در وفای به عهدشون «اجتماع» میکردند، سعادت «لقای ما» ازشون به تاخیر نمی افتاد و سعادت مشاهدهٔ ما با شتاب بهشون میرسید!
اگه شیعیان ما – که خدا برای بندگی توفیقشون بده – قلبا در وفای به عهدشون «اجتماع» میکردند، سعادت «لقای ما» ازشون به تاخیر نمی افتاد و سعادت مشاهدهٔ ما با شتاب بهشون میرسید!
خدایی که به کرم خاکـی توجه داره
مگه میشه
آدما رو فرامــوش کنه ؟!
حسادتی که در دل «زبیــر» نسبت به امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان رسول خدا(ص) ایجاد شد و پنهان ماند در عزم بر «جنگ جمل» تجلّی پیدا کرد! نمونه ای عجیبی از یک عیب پنهان که منجر به هلاکت صاحبش شد:
از جنگ نظامی برمیگشتند ، پیامبر گفت : آفرین به شما که در این جنگ کوچیکتر موفق شدید
حالا بروید سراغ جنگ بزرگ تر!
پرسیدند : منظورتون چیه؟
فرمود : جهاد با نفس.
? وسائل الشیعه/جهاد بانفس/ب۱ ح
یکی میگفت سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…!جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
دولت مثل اتومبیلی ست که تمام دار و ندارمان در آن است… دولت مثل اتومبیلی ست که تمام دار و ندارمان در آن است…مقام معظم رهبری:
گاهی بعضی ها ایراد می گیرند [ قدیم هم به حضرت امام (رضوان الله علیه) ایراد می گرفتند] که چرا شما اینقدر با مراقبت و دقت و وسواس، از دولت پشتیبانی می کنید؟ من واقعا از این حرف تعجب می کنم! بنده گاهی برای بعضی از نزدیکان و دوستان مثالی زده ام و گفته ام «اتومبیلی است که تمام دار و ندار من، فرزندان، عزیزان، ثروت و موجودی ام در آن است. راننده ی ماهری هم پیدا کرده ام که از راه بسیار خطرناکی این اتومبیل را می برد. من همه چیزم به این اتومبیل بسته است. اگر یک وقت چیزی هم ببینم که به نظرم ناخوشایند بیاید، کلمه ای که یک ذره حواس آن راننـــده را پرت کند و او را مشغول نماید و نتواند این راه پر پیچ و خم و خطرناک را به سلامت طی کند و با عافیت به سر منزل برساند، بنده مطلقا آن کلمه را نخواهم گفت، تا خدشه ای به اتومبیل وارد نشود.»
۱- خدا بد نده!
۲-جوان ناکام!
۳_عیسی به دین خود، موسی به دین خود!
۴_ ولش کردی به امان خدا!
۵- انسان جایز الخطاست!
همسر امام می فرمودند:
در این ۶۰ سالی که با ایشون زندگی کردم یک غیبت از این مرد نشنیدم! ما یک کارگری در منزل داشتیم که خیلی کاری نبود لذا اون رو تبدیل به یک کارگر بهتری کردیم. بعد از چند روز گفتم: آقا این خیلی کارگر خوبی ست. ایشان فرمودند: اگر با این جمله میخوای به من بفهمانی که قبلی خوب نبود این غیب است و من حاضر نیستم بشنوم.
حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست
بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشـــوب نیست
باغ های این حوالی را همــه سرمــــــا زده
دور ازخورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست
خوب میـــدانم شبیه عاشقــــــــانت نیستم
خوب میدانی که اوضاع دلم مطلوب نیست
اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست میکنی!
من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست میکنی؟!
مادرم در آخرین لحظاتی که خدمتشون رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست بره متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر اعلام کردم. دکتر خطاب گفت: «کسیکه این گونه سکته کنه کمتر زنده خواهد ماند!»
احساس شما بعد از نماز چیــه؟
سلام، دندون عقلم رو کشیدم! دندون درد سختی دارم.. مغزم.. گیجگاهم.. گوشم..
ازجمعه که دردمند شدم، آروم و قرار ندارم! خواب و خوراک ندارم ..
به هر دری زدم تا آروم بشم و تا درمانش نکنم راحت نمیشم..
گرچه درد، اَمونم رو بریده و سخت تایپ میکنم ولی
هر شب ز غم دوری تو خواب ندارم
فکر دل من کن که دگر تاب ندارم…
در اتاق عمل کم مونده بود مرگ رو تجربه کنه! وقتی عزرائیل رو ديد پرسيد: آيا وقت من تمومه؟!
عزرائیل گفت: نه، شما ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز ديگه عمر می کنید…
زن پس از بهبودی تصميم گرفت در بيمارستان بمونه و عملهای زير رو انجام بده:
۱- کشيدن پوست صورت