امام صادق(علیه السلام) در جواب سئوال هشام فرمودند: «به راستی خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین تهیدستان و ثروتمندان برابری ایجاد کند و ثروتمندان که هرگز درد گرسنگی و فقر را احساس نکرده اند، هرگاه [خوردنی و آشامیدنی] را اراده نموده اند برایشان میسّر بوده. پس خداوند روزه را واجب نمود تا سرمایه داران مسلمان، گرسنگی و درد فقیران را لمس نمایند تا برابر آنان شفقّت ورزند و ترحّم کنند.»
آقا وارد نشر ثالث شدند. جعفریه از ایشان استقبال کرد. آقا پرسیدند: چرا ثالث؟ به اخوان هم مربوطه این اسم؟ جعفریه گفت: بی ارتباط نیست ولی بیشتر به خاطر این ثالث شد که سه بار اسم نشر عوض شد. اول هدایت بود بعد روایت شد و سومین بار اسمش رو گذاشتیم ثالث.
از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ : ۹۹درصد قاتلان آمریکایی شلوار پاره پاشون میکردند!
۱۹۷۱ : وصله کردن شلوارهای پاره، کم کم جا باز کرد!
۱۹۷۴ : گروه موسیقی راک آمریکایی/the ramones/ شلوارهای پاره پوشیدند!
۱۹۷۷ : کنسرت موسیقی lggy pop شلوارهای پاره به پا کردند!
۱۹۸۰ : هوادارها و طرفدارهای شلوار پاره، کم شد!
۱۹۸۴ : جین های از قبل پاره شده به بازار اومد!
۱۹۸۶ : موج شلوارهای پاره به اروپا رسید!
مرحوم علاّمه ی بحر العلوم در نجف اشرف، به حرم امیرالمؤمنین عليه السلام مشرّف شد، امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را کنار ضریح مشاهده کرد، که قرآن تلاوت می کنند، با خودش زمزمه کرد:
چه خوش است صوت قرآن ز تو دل ربا شنیدن / به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن
بعضیا وقتی که به عبادتی می رسند مثلا نماز می خوانند، دیگه اصلا نگرانی ای ندارند که آیا این نماز مورد پسند خدا واقع میشه یا نه؟ یا آیا روزه ای که می گیرند مورد پسند قرار می گیره یا نه؟ در حالی که برای بسیاری از امور دیگه ی زندگی، چنین نگرانی هایی دارند!
خیلی ببخشید، انگار از خدا طلبکارند و همین مقدار عبادت ناچیز را هم زیادی می دانند! اینجاست که بعضی از “روزه” چیزی جز یک ماه گرسنگی و تشنگی عایدشون نمیشه!
بسم الله…
ابراهیم بت های خودت باش!!
« ﻣﻦ ۲۰۰۰۰ تومان ﮔﻢ ﮐﺮﺩه اﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ بهش احتیاج دارم چون خرج زندگیمو ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ فلان آﺩﺭﺱ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ بهش ﻧﯿﺎﺯمندم.»
امام صادق فرمودند: آیا گمان کرده ای که این روز، روز قیامته؟! خداونـد تا روز قیام قائــم ما، به شیطان مهلت داده است. وقتی حضرت مهـــدی (عج) را مبعوث کند و به او اجازهٔ قیام دهد آن حضرت به مسجد کوفه میرود، در آن هنگام شیطان در حالیکه با زانوان خود راه میرود به آنجا میآید و میگوید: ای وای بر من از امروز!
حضرت مهـــدی(عج الله) او را به هلاکت میرساند و آن هنگام «وقت معلوم» است که مهلت شیطان به پایان میرسد.
۴۴۱۲۰۵۰ مقام معظم رهبری توصیه به جوانان
۴۴۱۸۲۸ مقام معظم رهبری کجایند عمارها
۴۴۱۲۴۲۸ مقام معظم رهبری وظیفه امروز ما
۴۴۱۲۱۵۵ مقام معظم رهبری شور انقلابی
۴۴۱۲۴۲۵ مقام معظم رهبری همت کنیم
چند سال پیش تلویزیون خبری رو درباره مزاحمت یه عده از مردای هرزه پخش کرد. اونا بعد از دستگیری اعتراف کردند که با ماشین شخصی به عنـــوان مسافر کش، توی میدان آزادی تهران از بین دخترا و خانومایی که چهره ی آرایش کرده و لباس کوتاه و تنگ تر داشتن رو به هوای مسافر کشی سوار میکردن و بعد اونا رو می دزدیدن و هر غلطی که می خواستند باهشون انجام میدادن، پولاشونم سرقت میکردن و آخرش توی جاده های بیرون شهر، رها میکردن!
از جنگ تَبوک بر می گشتیم، یه عده اومده بودند استقبال، از جمله پیرمردی بنام «سعد انصاری» جلو اومد، به پیامبر دست داد، پیامبر دید دستهای پیرمرد خیلی خشن و چاک چاک شده!
گفت: دستات چیشده؟!
کدام یک است که دو ندارد؟!
کدام دو است که سه ندارد؟!
کدام سه است که چهار ندارد؟!
… و تا اونجا که کدام ۱۲ است که ۱۳ ندارد؟!
اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست میکنی!
من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست میکنی؟!
گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم.. درنظرم طوری بود که گويا خداوند مانندش را در دنيا نيافريده.
وقتی نامزدشديم.. بسياری را ديدم که مثل او بودند.
وقتی ازدواج کرديم، خيلی ها را از او زيباتر يافتم.
چندسالی را که را باهم زندگی کرديم، دريافتم که همه زنها از همسرم بهترند.
در یک روز تعطیل، یکی از سرمایه داران تهران به دور از چشم مردم و بدون اطلاع خانواده میره به اتاق کارش (اتاق پشتی مغازه اش) تا پول هاش رو بشماره! شروع میکنه به شمردن اسکناس ها… در آخر، وقتی میخاد بیاد بیرون، میبینه در رو بسته و کلید رو پشتِ در جا گذاشته!! اتفاقا چند روز تعطیلی هم بود و او در کنار میلیونها تومن پول مُرد…