همه ما , شمر بالقوه ایم…
و البته که همه ما٫ مالک اشتر بالقوه ایم…
√ تاریخ با ما حرف میزند, وقتی طلحه ها و زبیرها و ابن ملجم ها و شمر ها را می بینیم که روزی فدایی جبهه حق بودند ولی منحرف شدند, باید بترسیم از عاقبتمان…
و البته که همه ما٫ مالک اشتر بالقوه ایم…
√ تاریخ با ما حرف میزند, وقتی طلحه ها و زبیرها و ابن ملجم ها و شمر ها را می بینیم که روزی فدایی جبهه حق بودند ولی منحرف شدند, باید بترسیم از عاقبتمان…
جلوی دادگستری شعار میدادند…
«مرگ بر بهشتی»
بهشتی هم می شنید.
یکی ازش پرسید:
«چرا امام ساکته؟کاش جواب این توهین ها را میداد»
بهشتی گفت:
بعضیا میگن “دیوث” فحشه و معصوم فحش نمیده… مثلا: از حضرت رســـول پرسیده شد دیوث کیست؟ فرمودند: آن کسی که زنش زنا میدهد و او به این عمل همسرش آگاه است (و در جایی دیگه آمده: آن کس که زنش زنا میدهد و او خود را به جهالت می زند!) پاسخ: (جُدا از اینکه اصل […]
ﺷـﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ ۶۰۰۰ ﺳـﺎﻝ ﻋﺒـﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ،
ﻋـﺎﺑـﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ
“ﻋـَﺒـﺪ ” ﻧـﺸﺪ …
ﺗــﺎ ﻋـَﺒـﺪ ﻧـﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳـﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧـﺪﺍﺭﺩ؛
ﻋـَﺒﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺑﺒـﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻣﯽﺧـﻮﺍﻫﺪ، ﻧﻪ ﺩﻟﺖ …
ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ “
حسود، قبل از آنکه به دیگران ضرر برسونه، به خودش ضرر میرسونه!! مثل ابلیس، که با حسد ورزی، برای خود نفرین خرید و برای آدم، برگزیدگی.
(بحار الانوار/۲۵۵/۷۰)
لبنانی بود ولی دوست داشت یک خونه هم توی مدینه داشته باشه.
پول رو داد به امام و گفت: زحمتش رو شما بکشید. بعدا حضرت صادق(علیه السلام) بهش گفتند: «یک خونه خوب برات خریدم. اینم قباله اش» و یک کاغذ گذاشتند جلوش?
نگاه مسلمانان عالم به من و شماست که در امنیت نسبی، چه گلی داریم می کاریم؟ لذا سه اصل مهم:
۱- توجیه، حماقته ( هر کسی بگه مشکلات و ضعف هایی نداریم، احمقه)
۲- تضعیف، جنایته ( هر عملی، هرعکس العملی، هر حرفی، هر پیامی و حتی هر کامنتی که دشمنان اسلام رو شاد کنه، به همون اندازه که دشمن خوشحال بشه، به همون اندازه خطاست و غیر الهی…)
۳- تکمیل، رسالته ( حالا که با جان فدایی ِ یک عده ی معدود، کار به اینجا رسیده، وظیفه ی ما تکمیله…)
درقُمارعشق بازیها چه سودی بِهتر است؟
پای دِلبَر ماندن و روی کَبودی بِهتر است
لُقمه نان و پَنیر سُفره سیّد عَلی
ازهِزاران مُرغ بِریانِ یَهودی بِهتر است!
مالک اشتر عـــــــاشــــــق علی? بود. اما علی میگه: «مالک! رضایت من اینه که تو بری مصر، نه منو خواهی دید و نه صدامو می شنوی» و مالک با رغبت عزم مصر میکنه. گرچه در بیابان [ در مسیر راه ] گریه ی فراق سر میــــده، ولی…
تا حالا با پیرمردها صحبت کردین؟ بیشترشون نسبت به گذشته شون به شدت افسوس و حسرت می خورند!
↻ بعضیاشون حسرت می خورند که ای کاش بیشتر کیف می کردیم.
بچه در شکم مادر، دست و پا نمی خواهد که نه نجاری ای در پیش دارد و نه نمدمالی! دهان و چشم هم نمی خواهد! شاید هم با خودش بگوید اینها چیست در صورت من؟! به این چشم و دهان و سوراخهایی که در سر و پیکرم گذاشته اند چه نیازی دارم؟! و دستی هم به جفتش بمالد و بگوید: هان! همین برایم کافی بود…
شیطان خواست آدم، مطرود بشه اما…
قابیل خواست نامی از هابیل باقی نَمونه ولی…
برادران برای یوسف، چاه خواستند اما…
ذلیخا درهارو بست هیچکس نفهمه، ولی…
فرعون چندین هزار طفل کشت تا موسی متولد نشه، اما…
خــــدایـا !
به آنچه دادی تشکـر
به آنچه ندادی تفکـر
به آنچه گرفتی تذکـر
که داده ات نعمـت
نداده ات حکمـت
و گرفته ات امتحـان است
لباسهای خیس به تنمون سنگینی میکرد…
همهمه ی بسیجی ها میان رعد و برق و شر شر باران گم شده بود…
گونی هایی رو که عراقی ها پله وار ، زیر کوه چیده بودنداز گل و لای لیز
شده بود و اسباب دردسر…
بسم الله الرحمن الرحیم نامه اى است از حسين بن على [ علیه السلام ] به گروه بسيار مؤمنين و مسلمين :
اما بعد، نامه هاى شما را آخرين فرستادگان شما يعنى هانى و سعيد براى من آوردند .آنچه كه براى من شرح داده و يادآور شده ايد دريافتم . سخن اكثريت شما اين بود كه ” براى ما امام و پيشوايى نيست و گفته ايد كه به سوى شما حركت كنم ، و به اين وسيله خداوند ما را بر حق و هدايت گرد آورد ”