ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ساختگی ﺳﺖ…
ﺳﺆﺍﻝ :
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ بین اهل سنت ﺩﺍﺭﯾﻢ که پیامبر ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺍﮔﺮ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻮﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻘﺪﻡ ﺷﻮﺩ. **
آیا صحت داره؟! (اگر اینطور باشه خلافت حضرت علی دیگه مطرح نخواهد شد)
ﺳﺆﺍﻝ :
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ بین اهل سنت ﺩﺍﺭﯾﻢ که پیامبر ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺍﮔﺮ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻮﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻘﺪﻡ ﺷﻮﺩ. **
آیا صحت داره؟! (اگر اینطور باشه خلافت حضرت علی دیگه مطرح نخواهد شد)
درسنامه خوش زبان
با موضوع دشنام ندادن به دیگران در هنگام عصبانیت
پدیدآورنده :دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم؛ معاونت فرهنگی و تبلیغی
مخاطب :کودک(ابتدایی)
بازیگرها با گریم، خیلی متفاوت میشن
گاهی اینقد چهره ی پاک و معصومی بخودشون میگیرن که نگو و نپرس!
۱- خدا بد نده!
۲-جوان ناکام!
۳_عیسی به دین خود، موسی به دین خود!
۴_ ولش کردی به امان خدا!
۵- انسان جایز الخطاست!
از یمن عبور می کردند. به فکر افتادند که اویس رو ببینند. اویسی که رسول خدا خیلی ازش تعریف می کرد و می فرمود “بوی بهشت را از جانب یمن استشمام می کنم”
به چوپانی رسیدند.
– تو می دانی اویس قرنی کجاست؟
– با اویس چه کار دارید؟!
حاج آقا ماندگاری تو یکی از منبر هاش به نقل از یه استاد دانشگاه فرمود:
یه استاد دانشگاه میگفت خوابیده بودم خواب شهید همت رو دیدم با موتور اومد به من گفت بپر بالا نشستم پشت موتورش همین طور که داشت تو خیابونای تهران می رفت چشمم به اسم خیابونا و کوچه ها میافتاد انگار داره بهم آدرس میده خلاصه از کوچه ها وخیابونا که گذشتیم در یه خونه رسیدیم!
مردم به هم نگاه کردند و میگفتند: از این حرفهایی که زد درباره اش چه فکری میکنید آیا چه میخواهد بگوید؟ دیگران گفتند: بخدا قسم چنین پنداشتیم که میخواهد با معاویه صلح کند و کار را به او واگذارد! بعضی گفتند: وَاللّه این مرد کافر شده…
شب ولادت حضرت مسیح بود، مثل هر سال به هم تبریک می گفتیم… در زدند. مرد غریبه ای بود با گل و شیرینی… چنین رسمی تو محله مون نداشتیم! با لهجه ای شکسته بسته گفت:
شیث، جانشین آدم ۱
هارون، برای مدتی جانشین موسی۲
یوشع بن نون، جانشین بعد از موسی۳
حواریون، برگزیدگان عیسی
شمعون، برگزیده حواریون۴
هر زنی در برابر بد اخلاقی شوهرش، شکیبایی کنه
خداوند همانند (ثواب) آسیه، همسر فرعون
بهش عطا میکنه…
اونقدر عصبانی بودم که اصلا نفهمیدم در حضور پیامبر چی میگم! با همون عصبانیت و پرخاش گفتم: ای سیـــــــاهِ زشت!!
هنوز این حرفم کامل از دهنم خارج نشده بود که پیامبر با حالتی سخت ناراحت، به من فرمودند: آیا به خاطر سیاهی اش اونو سرزنش میکنی در حالی که سفید بر سیاه فضیلتی نداره مگر به واسطه اعمال و رفتار؟!
دیدار اول:
شیشه رو کشید پایین
– کجا میری؟ گفتم پادگان، گفت بشین بریم..
عدّه اى از خانمها به دعوت همسرم
مهمان ما و مشغول غذا خوردن بودند.
تا من وارد منزل شدم، خانم ها گفتند:
یه هستهٔ خرما به اندازهٔ یه بند انگشته!
ولی پر از استعداده که تبدیل بشه به درخت نخل و هــــزاران کیـــلو خـــرما…
حضرت يوسف خواب خودش رو به پدرش میگه و يعقوب بهش میگه «اين خواب رو به برادرات نگو که اونا برات نقشه میکشند!» آيا اين يک قصه ی ساده ی يک پدر و پسره؟!