روزی دختر شیخ یک تبلت گوگل نکسوس بخرید و بر شیخ عرضه نمود!
شیخ بگفت: این تبلت که خریدی ، اولین کار چه کردی؟
عرض نمود: یاشیخ بر صفحه اش برچسب زده ام و اطراف آن ، کاوِری بس محکم قرار دادم.
شیخ فرمود: ایا کسی تورا به این کار مجبور کرد؟
دُرُست چند روزه نيستی ديگه پيشم
دُرُست چند روزه دور از چشم مامان
با قاب عكس تو هم گريه ميشم
روزی تو همين مغازه نشسته بودم كه زنی بسيار زيبا كه تا اون روز، به اون زيبايی نديده بودم، پیش من اومد و گفت: « برادر! چيزی داری كه در راه خدا به من بدی؟»
منم كه شيفته زیبائیش شده بودم، گفتم: «اگه حاضر باشی با من به خونه ام بيای و خواستهٔ منو اجابت كنی، هرچی بخوای بهت میدم»
زن با ناراحتی گفت: «به خدا قسم، من زنی نيستم كه تن به اين كارا بدم.» گفتم: «پس از پيش من برو» اونم رفت. اما مدتی بعد دوباره برگشت و گفت: «نياز و تنگدستی، منو به تن دادن به خواسته ات وادار كرده» منم بلند شدم مغازه رو بستم و بردمش خونه! …
هنگامی که مهماندار هواپیمای مسافربری پرواز عادی تهران – مشهد، در خوش آمدگویی ابتدایی مسافران به سبک معمول؛ شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر انقلاب را آرزو کرد، مقام معظم رهبری نیز که مسافر این پرواز بودند با شنیدن این خوش آمدگویی از بخش “دعا برای سلامتی رهبر معظم انقلاب” ناراحت شدند و دستور حذف سریع این بخش از متن خوش آمدگویی مهمانداران توسط مسئولان مربوطه را صادر کردند.
برای ایجاد خانه ی علنی عفاف، مسائلی وجود داره… اما خانه های غیر علنی عفاف که داریم، البته بنده نمی شناسم ولی به گوشم زیاد رسیده… در مجلس هم یه خبرایی شده بود که پیرامون خانه عفاف، طرحی علنی بشه و تصویب بشه که بعد از سبک سنگین کردن، و بررسی جزئیات از آسیب شناسی و غیره… ان شالله اتفاق خوبی که به صلاح باشه بیفته
فردی خدمت امام باقر(علیهالسلامـ) اومد و گله کرد که چرا شما قيام نمیکنيد؟ ما هزاران شمشيرزن داريم. امام پرسيدند: آيا اين افراد به مرحله ای رسيده اند که اگر برادر مسلمانشان بدون اطلاع، پولی از جيب شان برداره، ناراحت نشن؟ گفت: نه. امام فرمودند: کسی که حاضر نيست از پولش بگذره چطور جونش رو فدا میکنه؟!
یه روز مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد میکنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند!! دختر و پسر فکر کردند که الان آقا دستور دستگیری شونو میده!!
اتفاقا مقام معظم رهبری باهشون صحبت کردند و از شغل و فامیل بودنشون سئوال کردند؛ پسر وقتی با برخورد زیبای آقا مواجه شد، واقعیتش رو گفت که «باهم دوست هستیم»
در شب ۱۷ رمضان، پيامبر به معراج رفتند.
صبحش، شيطان خدمت پیامبر آمد و گفت: يا رسول الله! شب گذشته كه به معراج رفتید، در آسمان چهارم طرف چپ (بيت المعمور) منبرى بود شكسته و سوخته که به رو افتاده بود! آيا منبر رو شناختید و متوجه شديد كه از كيست؟
پیامبر فرمودند: از كيست؟!
در که کاملا باز شد، پیرزنی دیدم نشسته بود کنار یه کیسه نایلون ِخونی ِسیاه و قطعه قطعه گوشتها رو بو میکرد و می گذاشت کنارش…
خشکم زده بود!!!
پیرزن آروم مشغول کارش بود؛ بعضی گوشتها رو بیشتر از بقیه بو میکرد!
کسی را گفتند فلانی شاهکار میکند، چرا که قادر است پرواز کند،
گفت این که مهم نیست، مگس هم میپرد.
گفتند فلانی را چه میگویی که روی آب راه میرود!
گفت اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار میکند.
وقتی که یزید بعد از پدرش(معاویه) کار رو دست گرفت، تاکید کرد حسین باید بیعت کنه اما امام نپذیرفتند. ایشان ایام حج، رفتند به سمت مکه برای حج › از ۱۰ تا فرع دین، یکیش حجه. رفتند اما حج رو نیمه تموم گذاشتند! این درس داره!!!
حج رها شد برای تحقق دو فرع دیگه: «جهاد» و «امر به معروف نهی از منکر» که رفتند به سمت کوفه…
امام صــادق(علیهالسلام) : آنچه به مصلحتِ بدن انسان بوده، خدای تعالی حلال کرده و آنچه مُضر برای بدن بوده حرام کرده…
گفتم: آقا تعارف نداریم که! من خودمو یه آدم تحصیل کرده میدونم، ضمنا واسه جامعه هم فایده داشتم، نماز و روزه و واجباتم که دارم، حالا “من چطور خودمو از اون معتاد یا آدم فاسد بهتر ندونم؟!”
گفت: آیا احتمال میدی همون معتاد یا فاسد، تو زندگیش کارای خوبی هم کرده باشه؟ جوانمردی، کمک به دیگران…
گفتم: خب بله
فرقه ای از صابئین که در خوزستان زندگی میکنن. اونا روزای یکشنبه در کنار رود کارون مراسم خاصی دارند. مراسمی که آداب مفصلی داره و باید تمام بدنشون بره زیر آب، البته با لباس مخصوص؛ بهش میگن غسل تعمید. [مسیحیان هم غسل تعمید دارند].
۵۴ بار حج رفت که بیست بارش با پای پیاده بود! از افراد مورد اطمینان امام عسکری(علیه السلام) و از اصحاب خاص و روایت کننده از امامان معصوم بود…. اما در غیبت صغری؛ بعد از نائب اول، به شدت نیابت نائب دوم (محمد بن عثمان) رو منکر شد و در نهایت جزو مدعیان دروغیـــن شد!!