او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد…

حتما بخون معرکه ست
مرحوم حاج اسماعیل دولابی “واسه انتظار فرج” مثال زیبائی دارند که …
پدری چهار تا بچه ش رو گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده.
از اون‌جا نگاه می‌کرد، می‌دید که هر کدوم از بچه ها دارن چه کار می‌کنن، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعدا حساب و کتاب کنه.

حجة الاسلام “پناهیـــــان” تعریف میکنه که:

روزی دانشجوی جوانی برای مشورت اومد و گفت: میخام در دانشگاهمون کارفرهنگی بکنم، چه کار کنم بهتره؟
ازش پرسیدم: بلدی رخت و لباس بشویی؟ گفت: بله، بلدم! اما این چه ربطی به کارفرهنگی داره؟! من میخام کارفرهنگی کنم!
گفتم: حاضری لباسهای هم اتاقیت رو توی خوابگاه بشویی؟

بزرگترین عذاب !!

زمانی اراده خدا بر این امر واقع شد که بر قومی عذاب نازل کنه.
بعد از مدتی مشاهده کردند که هیچ عذابی وارد نشد! و اوضاع آرامه… پیامبر قوم، از خدا پرسید: ماجرا چیست؟!

خطاب آمد: « ای نبی من! عذابی بالاتر از اینکه لذت مناجاتم را از دل خلائق بیرون ببرم، در خزانه ی خود سراغ نداشتم و اکنون این جماعت را به همان عذاب و بلا مبتلا کرده ام.»

سیاست ‹هویچ› و ‹چماق› برای سست کردن زانوها!

وقتی که یزید بعد از پدرش(معاویه) کار رو دست گرفت، تاکید کرد حسین باید بیعت کنه اما امام نپذیرفتند. ایشان ایام حج، رفتند به سمت مکه برای حج › از ۱۰ تا فرع دین، یکیش حجه. رفتند اما حج رو نیمه تموم گذاشتند! این درس داره!!!

حج رها شد برای تحقق دو فرع دیگه: «جهاد» و «امر به معروف نهی از منکر» که رفتند به سمت کوفه…

شب همیشه در حال مطالعه خوابشان می برد.

– یعنی شاید بگویم هیچ استثنایی نداره – شب همیشه در حال مطالعه خوابشان می برد.
خود من هم همینطورم، نه اینکه وسط مطالعه خوابم ببرد، مطالعه می کنم تا خوابم می آید؛ کتاب را می گذارم و می خوابم…

بوی باروت میاد! جنگـــ ِهـ..

جالبه! بیشترین تحریم ها علیه ایران، مربوط به «فناوری هسته ای، علمی و داروهای حیاتی» بوده! کشورهای هلند، آلمان و ژاپن انتقال این فناوری رو به ایران تحریم کرده اند. به عنوان مثال دانشگاههای هلند حتی دانشجویان ایرانی رو پذیرش نمیکنند! دولت توکیو انتقال هرگونه فناوری حساس رو به ایران منع کرده!

آوریل ۲۰۰۸ در نمایشگاه بین المللی صنایع دفاعی مالزی، به شرکت کننده های ایرانی که در حال آماده سازی غرفه هاشون بودند برگه ای نشون داده میشه که روی آن دستور داده شده بود که از نمایشگاه خارج بشن! این تحریم ها (دارو، مواد غذایی و غیره) در حالی اِعمال میشه که آمریکا “صادرات دخانیات به ایران” رو از لیست تحریم ها معاف کرده و ایران سومین وارد کنندهٔ سیگار آمریکایی ست!!

بهترین وصلت ها و ازدواج ها، آسون ترین اونهاست.

رادیاتور ماشین، لوله های مارپیچ داره، با پیچ و خم های زیاد، چرا؟ چون آب گرم ماشین از این طریق سرد میشه.
پیچ و خم هایی هم که بعضی خانواده ها قبل از ازدواج برای طرف مقابل ایجاد میکنن، «مثل رادیاتور» حرارت و عشق و علاقه ی طرف رو سرد میکنه هاااا!

جسارت نشه ها ! (انرژی هسته ای )

موسسه تحقیقاتی استنفورد آمریکا در سال ۱۳۵۲ (قبل از انقلاب) به این نتیجه رسید که ایران تا سال ۱۳۷۳ (یعنی حدودا بعد از ۲۰ سال) به نیروگاه های هسته ای نیاز داره که توانایی تولید ۲۰۰۰۰ مگاوات⚡برق را داشته باشه.

بیست داستانک از حاضر جوابی های شهید مدرس…

رضا در اوّل خیابان سپه محوطه‌ی بزرگی را که به نام باغ ملّی بود تعمیر و بازسازی نموده، مراسم نظامی را در آن برگزار می‌کرد. در بالای سر در بزرگ آن، مجسّمه‌ی نیم تنه‌ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسّمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون، تمام صورت پیدا بود و هم از درون.

روزی برای مراسمی، مدرّس را دعوت کردند. هنگامی که مدرّس به باغ ملّی رسید، رضاخان و عدّه‌ای دیگر از وی استقبال کردند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت. سپس در چادری نشستند.

انسان ادامه دارد پس معادی هست (معاد)

بچه در شکم مادر، دست و پا نمی خواهد که نه نجاری ای در پیش دارد و نه نمدمالی! دهان و چشم هم نمی خواهد! شاید هم با خودش بگوید اینها چیست در صورت من؟! به این چشم و دهان و سوراخهایی که در سر و پیکرم گذاشته اند چه نیازی دارم؟! و دستی هم به جفتش بمالد و بگوید: هان! همین برایم کافی بود…

هشدار! «ظهور نزدیکه»

فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران ظهور رو در خودش تقویت کنه و این انتظار به گونه‌ای ست که از یک طرف، هیچگاه نباید آن را “طولانی مدت” تصور کرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را “بسیار نزدیک” دانست.

ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ شخصی ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ…

ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ شخصی ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ
ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟
ﮔﻔﺖ: میﻓﺮﻭﺷﻢ

یه ذره درد و دل …

«انسانهای بزرگ» می تونند
دو دقیقه بدون هوا زندگی کنند
و دو هفته بدون آب…
اما بدون کتاب! تو بگو یه لحظه!