گندم ها را بار چند الاغ کرده بودم و میرفتم سمت کوفه…
نمی دانستم الاغ ها و بارشان در سیاهی شب گم می شوند و من می مانم و خودم! سراسیمه به کوفه رفتم و جریان را برای حارث تعریف کردم. گفت: پیش یکی میبرمت که دیگر غصه نخوری.
نمی دانستم الاغ ها و بارشان در سیاهی شب گم می شوند و من می مانم و خودم! سراسیمه به کوفه رفتم و جریان را برای حارث تعریف کردم. گفت: پیش یکی میبرمت که دیگر غصه نخوری.
زليخا تمام درها رو محکم بست تا کسی نفهمه ولی هيچ داستانی مثل داستان زليخا نبود که به گوش همه نرسه!
برادرای يوسف، برای يوسف چاه رو انتخاب کردند ولی خدا به او جاه داد!
همهٔ مشرکين مکه بسيج شدند پيامبر رو بکشند ولی خدا بوسیلهٔ تار عنکبوت پيامبر رو در غار حفظ کرد!
حسادتی که در دل «زبیــر» نسبت به امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان رسول خدا(ص) ایجاد شد و پنهان ماند در عزم بر «جنگ جمل» تجلّی پیدا کرد! نمونه ای عجیبی از یک عیب پنهان که منجر به هلاکت صاحبش شد:
سوار از مرد ژنده پوش پرسید: «آبادی کدام طرف است؟» شنید: «این طرف.» سوار رفت. رسید به قبرستان! به تاخت برگشت و مرد بیچاره را به باد کتک گرفت که چرا دروغ گفتی؟! و مرا مسخره کردی؟!! ژنده پوش گفت: دروغ نگفتم، مسخره هم نکردم. چون گورستان از هر آبادی ای آبادتر است. گذر همه ی مردم به این آبادی می افتد!
وقتی صیغه ی عقـــد خونده میشه، مثل زمانیه که سوت شروع مسابقه به صدا درمیاد، مسابقه ای با هدف «انسان شدن و خوشبختی» و به مسافت «تمام عمر». .
اگر حاکم جامع الشرائط، حکمی صادر کند، هیچ کسی حق نقض و مخالفت با آن را ندارد؛ حتی اگر مجتهد باشد» این مسئله مورد قبول همهٔ فقهاست، از جمله: آیات عظام خوئی، گلپایگانی، اراکی.
تصویر دستخط ۲۰نفر از مجتهدین در تایید «اطاعت ازحکم حاکم شرعی
اولین باری که با خانواده ام درباره اسلام و مسلمان شدنم حرف زدم با مخالفت شدیدشون روبرو شدم و منو خیلی محدود کردند، تقریباً همه دوستام رو هم از دست دادم.
* خداوند گنجایش زمین و منابع آن را برای بشریت تا ابد تضمین کرده
* توصیه پیامبــر به ازدیاد نسل، در زمان رفاه مسلمین نبود
* زن با هر فرزند، ضریب خدمات خود را به جامعه بالا می برد
* کنترل جمعیت از دیدگاه اســـلام و قـرآن
همونطور که شنا در استخر، نیاز به مربی و ناجی داره
گذر از دنیا هم نیاز به کِشتی و ناخدا داره!
حدیث داریم: «الدُّنیا بَحرٌ عَمیق» دنیا، دریایی ست عمیق و پر تلاطم!
با کدوم منطق بپذیریم که خدا شناگرانِ ناآشنا رو در این دریای پرخطر، به حال خودشون رها میکنه؟!
فقیر و نابینا بود، وارد مسجد شد. تا نشست، مرد ثروتمند با چهره ای اخمو و ناراحت، خودش رو جمع کرد و کمی فاصله گرفت..
پیامبر گفت: آیا ترسیدی فقر و نابینایی اش به تو سرایت کنه؟!
– نه یا رسول الله.
– آیا ترسیدی ثروتت بهش منتقل بشه؟!
– نه یا رسول الله.
– پس این چه حرکتی بود انجام دادی؟!
خدایی که به کرم خاکـی توجه داره
مگه میشه
آدما رو فرامــوش کنه ؟!
خیلی مراقب مادرت باش
منو تو هیچی نبودیم …
من اهل قسم نیستم ولی مجبورم، دلم میسوزد، یک کلمه میگویم خانوم ها، آقایون بشنوید، به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم اگر لطیف نباشید چیزی گیرتان نمی آید، خودتان را معطل نکنید، هی روزی چند تا اوقات تلخی در خانه راه می اندازد، عصبانی میشود، از اینطرف هم میخواهد بشود زبدة العارفین، عمدة المکاشفین، یک بار این قسم را با تمام وجودم خوردم، تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آید.
یه روز مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد میکنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند!! دختر و پسر فکر کردند که الان آقا دستور دستگیری شونو میده!!
اتفاقا مقام معظم رهبری باهشون صحبت کردند و از شغل و فامیل بودنشون سئوال کردند؛ پسر وقتی با برخورد زیبای آقا مواجه شد، واقعیتش رو گفت که «باهم دوست هستیم»
کار اصلی من، حضور در بین نسل جوان تحصیل کرده، دانشجو، استاد و طلبه است
و به نوبه خود به شما عرض می کنم که هر وقت نسل جدید سخن می گویند، یا اشکال می کنند، یا ابهامی دارند
به این معنا نیست که بریده اند یا متزلزل و ضعیف شده اند