ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﺪ…؟!
ﺍﻭﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﻟﺜﻪ ﺗﻮﻥ، ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ مَتّــه ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺩﺳﺘﺶ… ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ!
ﭼﺮﺍ نمیزنین ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ؟؟ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ رﻭ ﺗﺤﻤﻞ می کنید، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﻭ مَتّــه ﻭ ﺍﻧﺒﺮ ﻭ … ﺧﺐ بهش ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﯿﺪ! ﭼﺮﺍ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟! ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ هستش؟ ﹏ !!!
یه روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریدند. بعد از نیم ساعت دیدم ایشون سبزی به دست به طرف مغازه برمیگردند! خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم! تو فکر بودم که چی بگم و در همین خیالات بودم که ایشون با اون قد خمیده و چهره ملکوتی شون وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها رو از کجا برداشتید؟ عرض کردم: چطور مگه؟
پیامبر، در آخرین سخنرانی شون در مدینه، توصیه هایی کرد که چشمها پر اشک و دلها منقلب شد. از آن جمله فرمودند:
«هر کس بر زنی در مهریه اش ستم کند، پیش خدا زناکار به شمار می آید.
روز قیامت خدا به او میفرماید: بنده ی من!
کنیزم را با عهد خودم به عقد تو در آوردم
به یه لحظه، تخت ملکهٔ سبا رو در حضور حضرت سلیمان حاضر کرد!
در قرآن اومده: «کسی که بخشی از علم کتاب رو داشت (آصف بن برخیا) گفت: من اون تخت رو قبل از اینکه پلک بزنید، پیش شما میآورم» و البته این کار رو هم انجام داد… امام باقر میفرمایند: «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف داره که آصف بن برخیا تنها با دانستن یک حرف اینگونه قدرت نمایی کرد.»
رضاخان چندین زن رسمی داشت که اولین آنها به نام صفیه، اهل همدان بود. از او دختری به نام همدم السلطنه داشت که بعد از یکسال او را طلاق داد.
تاج الملوک؛ زن دوم رضاشاه، دختر یکی از افسران ارشد آذربایجان شوروی سابق بود که با رضا ازدواج کرد.
لباسهای خیس به تنمون سنگینی میکرد…
همهمه ی بسیجی ها میان رعد و برق و شر شر باران گم شده بود…
گونی هایی رو که عراقی ها پله وار ، زیر کوه چیده بودنداز گل و لای لیز
شده بود و اسباب دردسر…
گفتم: آقا تعارف نداریم که! من خودمو یه آدم تحصیل کرده میدونم، ضمنا واسه جامعه هم فایده داشتم، نماز و روزه و واجباتم که دارم، حالا “من چطور خودمو از اون معتاد یا آدم فاسد بهتر ندونم؟!”
گفت: آیا احتمال میدی همون معتاد یا فاسد، تو زندگیش کارای خوبی هم کرده باشه؟ جوانمردی، کمک به دیگران…
گفتم: خب بله
گفت: احتمال میدی بعضی از کاراش، اونقدر پاک و مخلصانه بوده که خدا قبـــول کرده باشه؟
گفتم: خب؟!
مردم را دور خودش جمع كرده بود، ميگفت زينب است؛دختر فاطمه بردنش پيشه خليفه . پرسيد: ” چطور جوان ماندهاي؟”
گفت:
“پيامبر دست كشيد بر سرم تا هر چهل سال يك بار جوان شوم.”
علي بن محمد آمد، رو به زن گفت:
من اهل توابع استان همدان هستم. بدون مقدمه برم سر اصل موضوع.
قبلا طلاق در منطقه ما هیچ سابقه ای نداشت اما متاسفانه فقط در سال ۹۲ ، ۹مورد طلاق داشتیم! با همفکری اساتید و مشاورین به این نتیجه رسیدیم که راه نفوذ فرهنگ بیگانه از طریق ماهواره بوده!! حدود %۱۰ از مردم منطقه ما از ماهواره استفاده میکردن. شروع کردیم به نشست ها و روشن گری ها در مدارس و خانواده ها… بعضی از مردم (پیر و جوان) که فقط اهل شعار دادن نبودند اومدند پای کار … تا اینکه
آقا! این سرویس چنده؟ چقدر قشنگــه!
– قیمتی نداره خانم. ارزونه.
– چه جالب! من فکر کردم جواهره.
نه خانم! جواهر رو که تو کوچه خیابون دم دست جماعت ریخت و پاش نمی کنن! باید بری جواهر فروشی از هفت تا گاوصندوق و هفت تا بقچه درش بیاری…
در اين بيت زبان حركت نميكند :
آب همي وهم بي أحبابي
همهم ما بهم وهمي مابي
در شهری، ماه محرم، افراد زیادی قمه میزدند.
ایام محرم بود. اعلام کرده بودن قرائتی میاد.. مسجد پر از جمعیت شده بود…
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی اومده برا قمهزنی بگه!
گفتم: شغل من چیه؟ گفتند: تو معلم قرآنی
گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف از قمه نزن، فقط قرآن بگو
آیا شمایی که قمه می زنی، برای دل خودت میزنی یا برای امام حسین؟!!!
اگه امام معصوم بگه نکن میگی چشم؟!!! البته مطمئن باش اگه بگه قمه بزن من میزنم، والله قمه خواهم زد ولی اگه بگه نزن شما نمیزنی؟!
یک سند بگید که امامی قمه زده یا گفته بزنین؟!
? دختر امام (ف.مصطفوی) :
امام می گفتند: «خودتان اگر بیدار می شوید، بلند شوید و نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید مقیّد باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبح تان را قضا کنید.»
زمستان هم که بلند می شدیم و می رفتیم سر حوض که وضو بگیریم، اگر کمی آب گرم داشتند می گفتند بیایید با این آب گرم وضو بگیرید و اگر نبود که هیچ.
بعضیا میگن “دیوث” فحشه و معصوم فحش نمیده… مثلا: از حضرت رســـول پرسیده شد دیوث کیست؟ فرمودند: آن کسی که زنش زنا میدهد و او به این عمل همسرش آگاه است (و در جایی دیگه آمده: آن کس که زنش زنا میدهد و او خود را به جهالت می زند!) پاسخ: (جُدا از اینکه اصل […]