چند تا دستشویی بود، وارد شدم دیدم دستشویی اول کثیفه، رغبت نکردم. به دستشویی بعدی رفتم، در همین حین دیدم آقایی عرقچین به سر، وارد دستشویی اول شد! آستین بالازد و با شیلنگ آب اونجا رو تمیز کرد. دقت کردم ببینم کیه! سبحان الله… آقا سید روح الله بود!
چند روز بعد قرار بود از نوفل لوشاتو حرکت کنیم بسمت ایران و اون استقبال میلیونی…۱
هاج و واج مونده بودم!!!!
نمی دونستم چیکار باید انجام بدم ! جز اینکه از شرمندگی سَرم پایین افتاده بود…
سئوال؟ آیا اونایی که سیدعلی خامنه ای رو امام میگویند، معتقدند که ما ۱۳ امام داریم؟ امتحان کنید و ازشون بپرسید که «چند امام داریم؟» همه میگن دوازده تا. اما استفاده از لفظ امام برای «غیر معصوم» هم در قرآن اومده: [یوم ندعوا کل اناس بإمامهم…] در قیامت هر کسی را با امام خود فرا میخوانند. (إسرا/۷۱)
در [ امالی صدوق/ص۱۵۳ ] اومده که در مسیر کربلا کسی اومد درباره ی این آیه از امام حسین علیه السلام پرسید، حضرت فرمودند: امامی هست که مردم رو به هدایت دعوت میکنه و امامی هست که مردم رو به ضلالت دعوت میکنه…
این گیرنده رو چند روز بیشتر نیست که خریدم، که نصّاب، بد قولی کرده و هنوز نیومده نصبش کنه. (با گریه ادامه داد) ظاهرا قسمت این بود که شب ولادت آقا امام زمـــان بیام و این دستگاه رو تحویل بدم. حتما آقا نمی خواست به گناه بیفتم!
زنی را دیدم
سرش مانند سر خوک و بدنش مانند الاغ بود
که علتش «فتنه انگیزی و دروغگویی اش» بود
زندگی شهد گل است
زنبور زمان میخوردش
آنچه میماند
عسل خاطره هاست…
بچه در شکم مادر، دست و پا نمی خواهد که نه نجاری ای در پیش دارد و نه نمدمالی! دهان و چشم هم نمی خواهد! شاید هم با خودش بگوید اینها چیست در صورت من؟! به این چشم و دهان و سوراخهایی که در سر و پیکرم گذاشته اند چه نیازی دارم؟! و دستی هم به جفتش بمالد و بگوید: هان! همین برایم کافی بود…
آفرین بر شما که به ایرانی بودن خود افتخار می کنید.
به جای پرداختن ميلياردها تومان برای خرید پورشه و لکسوز و بی ام و، آن را هزينه خنداندن يتيمی کنيد!
به جای هزینه کردن در دیسکوها و بارهای خارج از کشور، خانه ای برای بی سرپناهان بنا کنيد!
که چرا نشسته ای در هنگام شنیدن آن نام زیبـــــــا که قیـــــــام را خاطره آور است…
و من.. چه بسیار تو را شنیده ام و تکانی نخورده ام!
به من نگفتند
امام صادق(علیه السلام) وقتی نام زیبایت را می شنید، تمـــــام قد میایستاد…
بسم الله الرحمن الرحیم نامه اى است از حسين بن على [ علیه السلام ] به گروه بسيار مؤمنين و مسلمين :
اما بعد، نامه هاى شما را آخرين فرستادگان شما يعنى هانى و سعيد براى من آوردند .آنچه كه براى من شرح داده و يادآور شده ايد دريافتم . سخن اكثريت شما اين بود كه ” براى ما امام و پيشوايى نيست و گفته ايد كه به سوى شما حركت كنم ، و به اين وسيله خداوند ما را بر حق و هدايت گرد آورد ”
خانمی گفت:گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود …
از طعنــه هــای مــردم شـهــر …
یاد چفیـه هـایی می افتـم …
که برای چادری ماندنم …
خــونـی شدند …!
کسی که خیالش از خودش راحت باشه، معلومه که به عیب گرفتن از دیگران مشغول میشه! البته باید توجه داشت که “عیب جویی” با “تذکر دادن” فرق داره! و فرقش در نوع انتقال مطلب، قابل احساسه…
“اعتراض مطلق و بی بندوبار” مانند اینه که حضرت یعقوب(علیه السلام) به بوی پیراهن یوسف(علیه السلام) بی اعتنا باشه و به این بهانه که منتظر دیدار خود یوسف است، آثار ایشون رو بیمقدار بشماره؛ و یا هنگامی که پیراهن را به او میرسانند، به جای نوشیدن جرعه ای از چشمــه وصـــال و متبرک کردن ِ چشمانش به پیراهنی که بوی دلدار رو میدهد ( که نتیجه اش بینایی اوست)، اعتراض کنه که « من عمری ست منتظر یوسفم، حالا برای من پیراهن میآورید! » و پیراهن رو به کناری پرتاب کنه!
“رمضان” در کنار اون همه لطف و صفا، یه مهمونی اجباریه، نه اختیاری! چون همه در بستر گذر زمان به ناچار وارد این مهمونی میشن. خدایا! اگه مهمونی دادی پس چرا حضور در این مهمونی ِ پر از مِهـــــــر رو الزامی کردی؟ میذاشتی هر کی دوست داره خودش بیاد؛ مثل حج یا اعتکاف توی مسجد…
اول راه بودیم
گفتن فضای مجازی!
گفتن شده ابزار تبلیغاتی دشمن!
بچه مذهبی ها عقب نمونید!
“اونقدر صفحه بسازید و مطلب نشر بدید و دینتون رو به عالم نشون بدید که اونا عقب بکشن…”