آیا در زمان امامان، فقیه یا مجتهد بوده؟

فقهای زیادی در دوران امام صادق و امام باقر(علیهما السلام) پرورش یافتند و برای تبلیغ دین اسلام به شهرهای مختلفی سفر کردند. بسیاری از مردم هم به سراغشون می رفتند و مسائل شون رو می پرسیدند.

علت نیاز به امام؟ (استاد قرائتی)

همونطور که شنا در استخر، نیاز به مربی و ناجی داره

گذر از دنیا هم نیاز به کِشتی و ناخدا داره!
حدیث داریم: «الدُّنیا بَحرٌ عَمیق» دنیا، دریایی ست عمیق و پر تلاطم!
با کدوم منطق بپذیریم که خدا شناگرانِ ناآشنا رو در این دریای پرخطر، به حال خودشون رها میکنه؟!

پسری چوپان، عاشق دختر پادشاهی شده بود …(داستان عشقی)

پسری چوپان، عاشق دختر پادشاهی شده بود و در عشق او میسوخت. مادرش به وزير گفت: پسرم داره از دست ميره! وزير گفت: (من کاری ميکنم پادشاه، دخترش رو به پسر تو بده)
به پسرت بگو در فلان کوه مشغول نماز خوندن بشه و وقتی من پادشاه رو به اون کوه آوردم هیچ اعتنایی نکنه تا من اشاره کنم!

توافق خوب یا بد؟

سخنان مغایرانه ظریف و جان کری نگران کننده است!
هنوز توافقی نوشته نشده و به ثبت و امضا نرسیده که عملی بشود!
شادی زود هنگام مردم ایران سوژه رسانه های غربی شد!
سطحی نگری برخی مردم نگران کننده است.
کری :تحریم ها ایران را به پای میز مذاکره کشاند.

? عااااشقونه…

سلطان محمود به غلامش أیاز، ابراز علاقه ی زیادی می کرد و درباریان درک نمی کردند چرا. روز عیـــد رسید. سلطان نشسته و به درباریان اجازه داده که هر چه می خواهند درخواست کنند. از وسیله و زمین و خونه و باغ… درخواست می کردند و او عطا می کرد. عجب عیـــدی بود!
بعد از همه، نوبت به أیاز رسید که کنار سلطان نشسته بود. …

عشق یعنی …

وقتی به ترجمهٔ «عشـــق» در ادبیات غنی و عارفانهٔ فارسی نگاه میکنیم، اونو اصطلاحی برای «محبت شدید» می یابیم که شاخص اصلیش «ازخودگذشتگی» ست! حالا اگه برای معشوق ِنازنینی باشه که لایق چنین عشقی ست، چه اتفاقی میفته؟!
{عَزیزٌ عَلَیَّ أن أرَی الخَلق و لاتُری…َ}

ای سراپا الماس، قدر خود را بشناس …

خیلی می ترسید؛ می ترسید مبادا دزد به خونه اش بزنه و همه ی دارایی اش رو یک شبه به تاراج ببره! واسه همینم توخونه اش دزدگیر نصب کرده بود با درهای آهنی و قفل های ضد سرقت. هیچ دزدی جرأت نداشت به خونه اش قدم بگذاره… اما اون شب دزد به سراغش اومد و همه ی دار و ندارش رو برد!!! صبح نشده بود که همه ی اهل محل فهمیدن داستان فرار پسرغریبه با دخترش رو…

توی حوزه علميه ای كه ساختی طلبه ای شراب ميخوره!!!

ناگهان همهمه ای تو مدرسه پيچيد. طلاب صدا ميزدن حاجی اومده… اين وقت روز چه کار داره؟! [از بازار به مدرسه اومده بود] عباسقلی خان مستقیم به اتاق من اومد و بقيه طلبه ها هم دنبالش، همگی داخل اتاق نشستند. ناگهان عباسقلی خان به تنهايی از جايش بلند شد و کتابخانه کوچیکم رو نشونه رفت. رو به من كرد و گفت: لطفا بفرماييد نام اين کتاب قطور چيست؟

رمز ورود به بهشت!

تعدادی از انصار اومدند خدمت پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) سلام کردند و گفتند: يا رسول الله حاجتی داريم. حضرت فرمود: بفرمائید. گفتند: حاجت بزرگیست! فرمود: چیست؟ عرض کردند: برامون پیش خدا بهشت رو ضمانت کنید.
سر مبارک پیامبر پایین افتاد و بعد از چند لحظه، نگاهی به انصار کردند و فرمودند: من اين کار رو ميکنم به شرط این که “از هيچ کس هيچ چيز درخواست نکنيد”

من یک مسلمان هستم

اسلام ، کامل است اما من نیستم؛ اگر از من اشتباهی سر زد این عیب را به من نسبت دهید، نه دینم…

چه خوش است صوت قرآن ز تو دل ربا شنیدن

مرحوم علاّمه ی بحر العلوم در نجف اشرف، به حرم امیرالمؤمنین عليه السلام مشرّف شد، امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را کنار ضریح مشاهده کرد، که قرآن تلاوت می کنند، با خودش زمزمه کرد:
چه خوش است صوت قرآن ز تو دل ربا شنیدن / به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن