از جنگ نظامی برمیگشتند …

از جنگ نظامی برمیگشتند ، پیامبر گفت : آفرین به شما که در این جنگ کوچیکتر موفق شدید
حالا بروید سراغ جنگ بزرگ تر!
پرسیدند : منظورتون چیه؟
فرمود : جهاد با نفس.

? وسائل الشیعه/جهاد بانفس/ب۱ ح

ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ شخصی ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ…

ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ شخصی ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ
ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟
ﮔﻔﺖ: میﻓﺮﻭﺷﻢ

فاســــ ــدترين ها …!!!

مادرش درمورد رفتارهای خلاف پسرش، می‌نويسه:
محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود! یکبار در جوانی که با هواپیمای آلمانی مسافرت می‌کرد عاشق میهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفت‌هانزا شد. این شرکت‌های هواپیمایی زیباترین دختران رو میهماندار خودشون می‌کردند و همین مساله مدت‌ها موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پول‌های زیادی صرف میهمانداران لوفت‌هانزا می‌کرد…!

پدرم زياد عادت به نصيحت نداشتند … (آيت الله بهجت)

در گذشته، عالِمی بوده که مجبور بوده با فرزندش در يک اتاق زندگی کند، آنقدر آن عالم با حيا بوده که خجالت می کشيده جلوی پسرش پای خود را دراز کند، به همین خاطر به فرزند خود گفته يک پرده ای در اين ميان بکشيم که موقع استراحت راحت باشيم.

همه ما , شمر بالقوه ایم…

و البته که همه ما٫ مالک اشتر بالقوه ایم…
√ تاریخ با ما حرف میزند, وقتی طلحه ها و زبیرها و ابن ملجم ها و شمر ها را می بینیم که روزی فدایی جبهه حق بودند ولی منحرف شدند, باید بترسیم از عاقبتمان…

پدران نفرین شده!!

پیامبر درحالیکه به بچه ها نگاه میکرد، فرمود: وای بر پدران در آخرالزمان!
پرسیدند: منظورتون پدران کافره؟
پیامبرفرمود: نه، بلکه پدران مسلمان!
پدرانی که اگه فرزندشون به واجبات دینی مشغول باشه
(نه تنها تشویقش نمی کنند بلکه) اونو منع می کنند…
من ازشون بیزارم و آنها هم از من بیزارند.

بعضی تحولات پس از ظهــور

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: در آن زمان امت من از چنان نعمتی برخوردار میشوند که هرگز امتی، مانند آن را ندیده! سرتاسر زمین محصول میدهد و هیچ چیز از مردم دریغ نخواهد شد! اموال زیاد میشود…

حاصل این همه خوش خدمتی به آمریکا !!!

او یک روز که خیلی هم ناراحت بود به من گفت: « مادرجان! مرده شوره این سلطنت را ببرد که من، شاه و فرمانده کل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپیماهای ما را برده اند ویتنام »!! ارتشبد نعمت الله نصیری که میومد خدمت محمدرضا و گاهی منم اونجا بودم می‌گفت: آمریکایی ها فلان پرونده و فلان اطلاعات را خواسته اند! محمدرضا هم بهشون تقدیم می‌کرد!

چرا من مرگ رو دوست ندارم؟

در یک روز تعطیل، یکی از سرمایه داران تهران به دور از چشم مردم و بدون اطلاع خانواده میره به اتاق کارش (اتاق پشتی مغازه اش) تا پول هاش رو بشماره! شروع میکنه به شمردن اسکناس ها… در آخر، وقتی میخاد بیاد بیرون، می‌بینه در رو بسته و کلید رو پشتِ در جا گذاشته!! اتفاقا چند روز تعطیلی هم بود و او در کنار میلیونها تومن پول مُرد…

اسیدپاشی؟؟

توآمریکا پلیس میزنه سیاه پوست رو میکشه,کسی کارش نداره
اونم پلیسی که بایدمحافظ جان مردم باشه
توهردقیقه به دو زن در امریکاتجاوز به زور میشه ودنیا ساکته
تو هالیوود به مردم دنیا آموزش خشم وقتل وتجاوز میدن
مَروه(آن زن جوان)، در دادگاه کشوری که فریاد حقوق بشر میزنند چاقو چاقو میشود!!! قاضی هم سکوت میکند!!!!
تو عراق وافغانستان ناموس مردم در امان نیست

تاثیر ماهواره در ترویج فساد بخصوص در میان جوانان …

امکان نداره توخونه ای “ماهواره” باشه و جوان مجرد هم با اون غریــزهٔ شهـوتـــ باشه و هیــچ تاثیــری نپذیره! این حرف مثل اینه که بَــرّه رو پیش گرگـــ گرسنـه رها کنی، اون وقت بگی که « این گرگـــ ، درّنده نیست!! »

مخاطب خاص ِ حضرت مسیح…

مهندس طباطبایی میگه: یازده ماه از ملاقاتم با شیخ جعفر مجتهدی در آلمـــان می گذشت. یک بار حوالی غروب ایشون رو دیدم فرمودند: «عازم اتریش هستم و آنجا کاری دارم» ماشینی سوار شدیم و پس از طی چند کیلومتر بین راه پیاده شدیم، ساعتی گذشت تا به دامنـــــه ی کوه بلنـدی رسیدیم، زمین پر از برفـــــ شده بود. ایشون گفتند: «بالا بریم، گرچه سخته اما تا مولا رو داریم غم نداریم. اینجا محل مأموریت ماست؛ سه تا دانشجو زیر برف مانده اند و متوسل به حضرت مسیح شدند»

گناه کدام بیشتر است؟

همسر امام می فرمودند:
در این ۶۰ سالی که با ایشون زندگی کردم یک غیبت از این مرد نشنیدم! ما یک کارگری در منزل داشتیم که خیلی کاری نبود لذا اون رو تبدیل به یک کارگر بهتری کردیم. بعد از چند روز گفتم: آقا این خیلی کارگر خوبی ست. ایشان فرمودند: اگر با این جمله میخوای به من بفهمانی که قبلی خوب نبود این غیب است و من حاضر نیستم بشنوم.