ابوبصير [يکی از ياران امام صادق علیه السلام] به خانمی قرآن ياد ميداد، یکبار در بین تدریس با اين خانم شوخی کرد! وقتی خدمت امام رسيد امام فرمود: «هر کسی در خلوت، مرتکب گناهی بشه، خدا برای او ارزشی قائل نيست!» ابوبصير خجالت کشيد، توبه کرد…
منصور (حاکم ستمگر عباسی) فرد بی گناهی رو به نام داوود زندانی کرد و تصمیم داشت اونو به قتل برسونه! مادر داوود که از همه جا نا امید شده بود به امام صـــــــادق علیه السلام پناه برد و از ایشون راه چاره خواست.
توآمریکا پلیس میزنه سیاه پوست رو میکشه,کسی کارش نداره
اونم پلیسی که بایدمحافظ جان مردم باشه
توهردقیقه به دو زن در امریکاتجاوز به زور میشه ودنیا ساکته
تو هالیوود به مردم دنیا آموزش خشم وقتل وتجاوز میدن
مَروه(آن زن جوان)، در دادگاه کشوری که فریاد حقوق بشر میزنند چاقو چاقو میشود!!! قاضی هم سکوت میکند!!!!
تو عراق وافغانستان ناموس مردم در امان نیست
اینکه دانش آموزی می پرسه:
چرا خارجی ها که مرتب شراب میخورند اینقد پیشرفت کردند؟! [ ازش چند سئوال بپرسید ]
۱. آیا تمام خارجی ها شراب میخورند؟!
۲. آیا تمام شراب خواران، شراب الکلی میخورند؟!
امام زمان رو به خاطر رفع نیازهای دنیایی صدا زدن “ایرادی نداره” بشرطی که… «شيخ حسين آل رحيم» چهل هفته شبهای چهارشنبه به مسجد كوفه ميرفت، حاجاتی داشت از جمله: مريضی ريوی داشت سرفه زياد میكرد و از سينه اش خون ميومد! فقر شديدی هم داشت و به خاطر فقر هم كسی بهش همسر نمیداد! […]
«كُل فی فَلَكَ» كه معنيش ميشه همه چيز در گردش است… جالبيش اينجاست كه اگه همينو بر عكس بخونی بازم ميشه:
«كُل فی فَلَكَ» خودِ آيه هم در گردشه! واقعا زیباست….
خدایا!
از ما مسلمونا باحالتر کیه آخه؟!!
دینمون اسلامه هاااا !!
ولی
خمس و زکات و نماز و حجاب و امر به معروف و روزه و حلال خوری و صداقت و انفاق و روابط و خیلی چیزایه دیگه که تعطیل… نظرتم همچین به نظرمون محترم نیست!
پیــامبر(صلیاللهعلیهوآله) پرسیدند: چرا شیرینی عبادت رو در شما نمیبینم؟! گفتند: شیرینی عبادت چیه؟! حضرت فرمودند: تواضــع.
قال النبی(صلیاللهعلیهوآله) » مالی لا أرٰی عَلیکم حَلاوَةَ العِبادة؟! قالوا: وَ ما حَلاوَةُ العِباده؟ قال: التواضُع.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از حضرت مهدی و دولت کریمهٔ ایشون برای سلمان حرفهـایی زدند…
سلمان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواست که زمان ظهور حضرت رو درک کنه. پیامبر فرمودند: « تو و امثال تو ایشون رو درک خواهید کرد.»
تا اینو شنید خیلی شُـکر خدا کرد ولی با نگرانی پرسید: آیا عمـر من کفاف خواهد داد؟!
بچه در شکم مادر، دست و پا نمی خواهد که نه نجاری ای در پیش دارد و نه نمدمالی! دهان و چشم هم نمی خواهد! شاید هم با خودش بگوید اینها چیست در صورت من؟! به این چشم و دهان و سوراخهایی که در سر و پیکرم گذاشته اند چه نیازی دارم؟! و دستی هم به جفتش بمالد و بگوید: هان! همین برایم کافی بود…
امامخمینی(ره)، امامخامنهای، آیتاللهمکارم، سبحانی، فاضللنکرانی(ره)، نوری، همدانی، سیستانی،
اصفهانی، تبریزی، اراکی، نایینی، جوادیآملی، مشکینی، مظاهری، مازندرانی، کاشانی، امینی، شرعی،
طاهری، کریمی، خرازی، محفوظی، پناهی، تهرانی، مومن، جناتی، آذری، قمی، اردبیلی، صافی گلپایگانی، و…
اینکه میگن رضاشاه بی سواد بود و میخان اونو با این حرف تحقیر کنن حرف صحیحی نیست. رضا یک بچه یتیم بود و با سختی و مشقت بزرگ شد.
در آن زمان، تحصیل مخصوص طبقات درجه یک و مرفهین بود، تازه خیلی از آقازاده ها و شازده ها و بچه های از ما بهترون به واسطه اینکه نژادا خنگ بودند و معلم سرخانه داشتند هم سوادی بهم نمی زدند!
پس این ضعف رضاشاه نبوده که سوادی نداشت، بلکه قوت او بود که علیرغم بی سوادی، به اون مقام رفیع رسید و فرمانده کل شد.
گفتم: اگه بخوام با سر و وضع مرتّب تری به دانشگاه برم شاید ازم ایراد بگیرن! امام گفتند: اگه خواستن ایراد بگیرند، بگو خمینی گفته باید مرتّب به دانشگاه بری.
حسادتی که در دل «زبیــر» نسبت به امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان رسول خدا(ص) ایجاد شد و پنهان ماند در عزم بر «جنگ جمل» تجلّی پیدا کرد! نمونه ای عجیبی از یک عیب پنهان که منجر به هلاکت صاحبش شد:
ﻭﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ِ ﻧﺎﯾﻠﻮنی ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ ۲۵ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.