چرا پیغمبر نماز ها رو با هم خواند؟
سعید بن جُبَیر از ابن عباس پرسید: چرا پیغمبر نماز ها رو با هم خواند؟
گفت: أرادَ ان لا یَحرجَ أحَداً مِن اُمَّتِه. » تا هیچ یک از امتش به زحمت نیفتد.
سعید بن جُبَیر از ابن عباس پرسید: چرا پیغمبر نماز ها رو با هم خواند؟
گفت: أرادَ ان لا یَحرجَ أحَداً مِن اُمَّتِه. » تا هیچ یک از امتش به زحمت نیفتد.
« clash of clans » یعنی “حمله به قبائل”
آیا خانه “تان هال نه (فول)” رو تصادفا شبیه کعبـــه طراحی کردند؟!!
آیا شباهت بازیگر معروف “کلش اف کلنز” هم با تری جونز (کشیش احمق آمریکایی که قرآن رو نخونده آتش زد!) اتفاقیه؟!!
آیا کنار هم گذاشتن این آیتم ها، به ذهن تون پیامی منتقل نمیکنه؟!!
استاد:چرا وقتی عصبانی هستیم داد میزنیم؟
یکی ازشاگردان گفت:چون دران لحظه خونسردیمان را ازدست میدهیم!
استادگفت:این درست،اما چرا با وجودی که طرف مقابل کنارمان است داد میزنیم؟
پرسید: چه کنم نماز صبحم قضا نشود؟
گفت: نمازهای دیگرت را سر وقت بخوان.
سوار اتوبوس شد و بی هیچ مقدمه ای پرسید: دختر خانمای گل! بگید ببینم چرا اینجا اومدید؟
یکی از بچه ها گفت: خانم! راستشو بگم؟ قبلا نسبت به این مناطق فکر میکردم همه جاش خاکیه، مگه یه مشت خاک چه ارزشی داره که مردم برا دیدنش سر از پا نمیشناسن؟! نمیتونستم باور کنم خاک، آدما رو تغییر میده! سال گذشته با بیمیلی، راهی این سفر شدم، اما تا پام به این وادی باز شد دلمو جا گذاشتم! حالا اومدم تا دوباره پیداش کنم.
فاطمه طباطبایی (عروس امام) میگه:
ماه رمضون یکسال قبل از رحلت امام، خوب یادمه؛ هر بار که به دلیلی نزد ایشون میرفتم و وارد اتاقشون میشدم میدیدم چنان اشک میریزند که دستمال، کفاف اشکشون رو نمیداد! برای همینم کنار دستشون حوله میگذاشتند!! این واقعا معاشقه ایشون با خدا بود….
شخصی را مدتی زندانی كردند و به او جرمش را نمیگفتند. روزی از سربازی كه برايش آب و نان آورده بود، درخواست كرد تا جرمش را به او بگويد. سرباز هم آهسته گفت: “شما جرم سنگینی مرتکب شده اید و مجازات خواهید شد. وسط روز اتومبیل شما از اتومبیل ولیعهد سبقت گرفته، شمارهٔ اتومبیلتان را برداشته اند.”
خیلی مراقب مادرت باش
منو تو هیچی نبودیم …
بارها شنیدهایم که قمهزنان به این روایت تمسک میکنند و بیخبر از همهجا میگویند: اگر قمهزنی و سر شکافتن در عاشورا و عزای حسین، علیهالسلام، جایز نیست پس چرا زینب، سلاماللهعلیها، سرش را به چوب محمل کوبید؟ روایتی که از زبان یک گچ کار اموی به نام مسلم جَصّاص گفته شده بنده کاری به ایرادات و تناقضات این روایت ندارم
بنده میخواهم از یک جنبه دیگر به این مطلب نگاه کنم
دکتر محمود بروجردی میگه: من بارها ناظر وضو گرفتن آسیدروح الله خمينی بوده ام و دیده ام که ایشون در بین انجام اعمال وضو، شیر آب رو می بستند و موقع نیاز، دوباره باز میکردند تا مبادا آب اضافی از شیر خارج بشه!
از جنگ تَبوک بر می گشتیم، یه عده اومده بودند استقبال، از جمله پیرمردی بنام «سعد انصاری» جلو اومد، به پیامبر دست داد، پیامبر دید دستهای پیرمرد خیلی خشن و چاک چاک شده!
گفت: دستات چیشده؟!
به یه لحظه، تخت ملکهٔ سبا رو در حضور حضرت سلیمان حاضر کرد!
در قرآن اومده: «کسی که بخشی از علم کتاب رو داشت (آصف بن برخیا) گفت: من اون تخت رو قبل از اینکه پلک بزنید، پیش شما میآورم» و البته این کار رو هم انجام داد… امام باقر میفرمایند: «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف داره که آصف بن برخیا تنها با دانستن یک حرف اینگونه قدرت نمایی کرد.»
▤ ابن حجر هیثمی در ⇦ الصَّواعِقُ المحُرقه
▤ سیدجمال الدین در ⇦ روضة الأحباب
▤ شیخ علی خواص در ⇦ کشفُ الاستار
▤ نورالدین عبدالرحمن جامی حنفی در ⇦ شرح کافیه
روزی باد به آفتاب گفت:من از تو قوی ترم،
آفتاب گفت: چگونه…!؟
باد گفت:
آن پیرمرد را میبینی که کتی بر تن دارد…؟
خدایی که به کرم خاکـی توجه داره
مگه میشه
آدما رو فرامــوش کنه ؟!