سخت تلاش کن…
سخت تلاش کن.. هدف داشته باش.. ازش استفاده کن.. اما عاشقش نشو….
میگفت:
دل به دنیـا نبند که این بی وفــا عروس
با هیچ کس شبی به محبت، سحر نکرد
سخت تلاش کن.. هدف داشته باش.. ازش استفاده کن.. اما عاشقش نشو….
میگفت:
دل به دنیـا نبند که این بی وفــا عروس
با هیچ کس شبی به محبت، سحر نکرد
در مسیر جنگ صفین (کنار نخلستونی) برای نماز مغرب توقف کردیم، حضرت امیر رفتند وضو بگیرند. مردی با موها و ریش های سفید و چهره ای نورانی نزدیک ایشان شد و با احترام سلام کرد و گفت:
« مرحبا به وصی آخرین پیامبر، رئیس پیشانی سفیدان…
از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله است تا ذهنت را باز نکردی دهنت رو باز نکن …!!!
– بعضیا علاقه ما رو به شهدا باور نمیکنن به دليل غفلتهای فرهنگی ست که باعث شده اين دو نسل از هم جدا بشن. اين ايده واقعا از روی دل بوده…
روز اول که اين کار رو شروع کردم، هيچوقت فکر نمیکردم اين موضوع اينقدر مطرح بشه…
رفيقی داشتم که اهل معرفت بود. بيشتر اوقات، تنهايی میرفت قبرستون و اونجا مینشست فکر میکرد. یکبار ازش پرسيدم تا حالا تو قبرستون چيز عجيبی به چشمت نخورده؟ گفت: اتفاقا دیروز یه کسی رو دفن کردند، بستگانش که رفتند برای من مکاشفه ای رخ داد. ديدم جوانی بسيار زيبا و خوش عطر به قبر نزديک شد و بعد ناپديد شد.
قرآن
۱- از زمین بر نخواسته، از فکر کسی تدوین نشده و مستقیم از جهان غیب نازل شده.
۲- در طی ۲۳ سال ماند (نزولش ۲۳ سال طول کشید)
۳- و برای ابد خود را تثبیت کرد.
? دختر امام (ف.مصطفوی) :
امام می گفتند: «خودتان اگر بیدار می شوید، بلند شوید و نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید مقیّد باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبح تان را قضا کنید.»
زمستان هم که بلند می شدیم و می رفتیم سر حوض که وضو بگیریم، اگر کمی آب گرم داشتند می گفتند بیایید با این آب گرم وضو بگیرید و اگر نبود که هیچ.
سلطان محمود به غلامش أیاز، ابراز علاقه ی زیادی می کرد و درباریان درک نمی کردند چرا. روز عیـــد رسید. سلطان نشسته و به درباریان اجازه داده که هر چه می خواهند درخواست کنند. از وسیله و زمین و خونه و باغ… درخواست می کردند و او عطا می کرد. عجب عیـــدی بود!
بعد از همه، نوبت به أیاز رسید که کنار سلطان نشسته بود. …
اگه کسی با بخشیدن کوچیک میشد
خدا اینـــقـدر بـزرگـــــ نبود . . .
می گویند شیشه ها احساس ندارند، اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوستت دارم، آرام آرام گریست …
.
.
یه بار هم نوشتم : دوستت ندارم ، باز هم گریست !
یه بار دیگه نوشتم : سلام ، خوبی شیشه ؟ باز گریست !
فکر کنم افسردگی داره دیوونه …
خود ملت آمریکا هم نمی دانند که آمریکا چیست؟ ملت ایران هم نمی دانند آمریکا چیست؟ اینکه میگن جامعه آمریکا با هم متحد هستند اینگونه نیست بلکه هیچ اتحادی در جامعه امریکا وجود نداره، کل ملت آمریکا متشکل از مهاجرینی ست که از نقاط دیگه به آنجا آمده اند و بعد از سه نسل، آنها شناختِ نسلی خودشون رو از یاد می برند و بعد از آن، سه گزینه براشون می مونه: یا پروتستان می شوند یا کاتولیک یا یهودی.
از وقتی این سه گروه وارد آمریکا شدند دائما با هم در جنگ بودند لذا جنگهای طولانی شان، آرامش رو از امریکا گرفته… همانند کشور یوگوسلاوی که همین بلا سرش در اومد…
من پَریروزا رفتم بازار، دیدم حَمّالها واسه کشیدن بار، دعواشون شده
جَنــگ میکردنـــد حمّالان پَریر تو مَکِش، تا من کِشم حَملش چو شیر
همدیگه رو کنار میزدند تا بار رو بردارند! حالا اینهمه دعوا برا چی بود؟!
زٰآن که زٰان رَنجِش، همی دیدند «سـود» بـار را هر یک ز دیگر می ربـــود
«اللهم» : توحید است
«صلی علی محمد» : نبوت است
«و آل محمد» یعنی امیرالمومنین علیهالسلام و اولادش، این هم امامت
شیر، به هر حیوانی میرسید، غُرّش ترسناکی میکرد و میگفت: «سلطان جنگل کیه؟!» حیوانهای بیچاره (از موش و خرگوش گرفته تا گرگ و روباه…) چهارستون بدنشون میلرزید و میگفتند: شما هستید قربان!
شیر هم کیف میکرد و رد میشد. تا اینکه به یه فیل رسید،
از دور که میومد با خودم گفتم مَست کرده! نزدیک که رسید فهمیدم دیوانه ست، دور و برش رو نگاه می کرد و زیر لب یه چیزایی می گفت…
واسه توجیه حرکات نامتعارفش، در مقابل پیامبر(ص) گفتم: دیوانه است.
پیامبر نگاهی به من انداختند و فرمودند: این مرد دیوانه نیست.