یک گرم «اورانیوم» حدود ۲,۷ میلیون برابر زغال سنگ و ۱,۶ میلیون برابر نفت، بازدهی انرژی حرارتی داره! از یک گرم اورانیوم میشه برای روشن نگه داشتن لامپ ۱۰,۰۰۰ واتی به مدت ۱۰ روز بهــره برد.
یک قرص ۳۰ گرمی اکسید اورانیوم (یعنی اورانیوم ناخالص) به عنوان سوخت، انرژی معادل ۳ تن زغال سنگ رو داره که با إعمال یک سری تغییرات در راکتور هسته ای تولید برق، انرژی ای معادل ۱۵۰ تن زغال سنگ رو پیدا خواهد کرد.
چون خون خدا بیا مسلمان باشیم
یا حداقل شبیه سلمان باشیم
مولا ، سگ آستان نمی خواهد مرد !
او کرده قیام ، تا که « انسان » باشیم.
با خون و چنگ و دندان، دشمن زخانه راندیم
اما به ماهـــــــواره تا خانه اش کشاندیم
جای شهید ، اسم ِ ، خواننده روی دیوار
آنها به جبهه رفتند، اینها شدند طلبکار!
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻭ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ سالن ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ .
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ :ﭼﯿﮑﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻦ؟
ﺑﻮﺵ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﻩ “: ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻘﺸﻪ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﻮﻡ ﺭﻭ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ “.
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ “: ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﯿﺎﻓﺘﻪ ؟ !
هر زنی در برابر بد اخلاقی شوهرش، شکیبایی کنه
خداوند همانند (ثواب) آسیه، همسر فرعون
بهش عطا میکنه…
شخصی از بنی اسرائیل ۳سال پیوسته دعا میکرد تا خدا حاجتش رو برآورده کنه، ولی دعاش مستجاب نمیشد! روزی در ضمن مناجاتش گفت:
خدایا! آیا من از تو دورم که سخنم را نمیشنوی
یا تو نزدیکی ولی جوابم را نمیدهی؟!
در گذشته، عالِمی بوده که مجبور بوده با فرزندش در يک اتاق زندگی کند، آنقدر آن عالم با حيا بوده که خجالت می کشيده جلوی پسرش پای خود را دراز کند، به همین خاطر به فرزند خود گفته يک پرده ای در اين ميان بکشيم که موقع استراحت راحت باشيم.
دوست صمیمی بودیم ولی مدت زیادی می شد که همدیگه رو ندیده بودیم. نشستیم و از اتفاقاتی که در تمام این سالها رخ داده بود با هم حرف زدیم؛ از زندگی.. کار.. خانواده…. تلخ و شیرین های زیادی بود برای گفتن.
# عقد در قاهره (مصر) – عروسی در تهران (ایران)
# رضاشاه(پدر محمدرضا) دستور داد در مسیر راه آهن، همهٔ خونه های روستایی رو رنگ سفید بزنن و به اصطلاح مسیر عروس و خانواده اش رو نو سازی و تر و تمیز کنن..
# در جاهایی هم که قطار از شهر رد میشد طاق نصرت هایی با شکوه بستند و پارچه های خوش آمدگویی و مبارکباد آویزون کردن..
# میهمانان عروسی حدود هزار نفر یا بیشتر بودن… به همین خاطر از آلمان چند نفر متخصص برگزاری مهمونی استخدام کردن که به تهران اومدن و سور و سات مهمونی رو فراهم کردن..
کفتربازی همسایه ی ما بود. تمــــــام همسایه ها از دستش در عذاب بودند. ازش شکایت کردیم. چندبار بازداشتش کردند. چند بار هم کبوترهاش رو سر بریدند! باز دست بردار نبود. همسایه ها از من به عنوان کاسب مذهبی محله خواستند باهش صحبت کنم. بهش گفتم: تو دیوانه ای؟! چرا دست بردار نیستی؟ برگشت گفت: میدونی؟ من عاشقم، عشق کبوترهام وجودم رو گرفته؛ همه ی وجودم شده کبوتر! پر که میزنن منم پر میزنم! چشم و دلم با اونا پرواز میکنه…
۱. هیچ اثری از «قمه زنی» در تاریخ ایران تا قبل از صفویه وجود ندارد…
۲. این مراسم، تا قبل از قرن۱۹ در عراق هم نبود، و از اواخر قرن نوزدهم وارد عراق شد و ریشهٔ عربی ندارد…
۳. انگلیسی ها برای رسیدن به اهدافشان علیه مسلمانان؛ در بین شیعیان ِ«هند، ایران و عراق» قمه زنی و شمشیرزدن بر پیشانی را وارد کردند…
جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد!
اما به جای عذرخواهی و کمک، تا از جاش بلند شد شروع به خندیدن و مسخره کردن
سپس راهش رو کشید و رفت؛ پیرزن صداش زد و گفت: چیزی ازت افتاده…
از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله است تا ذهنت را باز نکردی دهنت رو باز نکن …!!!
جالبه ، اما درست و غلطش رو نمیدونم، بیشتر جنبه ی سرگرمی..
کسی که سیر خورده ، دیگربوی سیر را نَه از خود و نَه از دیگران، احساس نمیکند.
کسانی بوی این سیر را احساس خواهند کرد که سیر نخورده باشند.