۳ سخن تکان دهنده برای شیعیان

شمایید که به ما منسوب اید؛ برای ما زینت باشید نه مایه ی ننگ و عار . چه مانعی دارد که همانند یاران علی(ع) در بین مردم (#اهل_سنّت ) باشید؟ که اگر مردی از یاران او در بین قبیله ای قرار می گرفت امام و مُؤذّن آنها بود و امانتدار و محافظ مال آنان. مریضان آنان را عیادت کنید و در تشییع جنازه ی آنان حاضر شوید و در مساجدشان نماز بگزارید. نگذارید در امر خیر از شما پیشی گیرند، به خدا قسم شما سزاوارتر از آنها به آن امر هستید.
(فرمایشات امام صادق (ع)، بحار الأنوار، ج۸۵، ص۱۱۹)

دعا کردم مستجاب نشده

میگه: دعا کردم مستجاب نشده
به قیافه اش نگاه میکنیم می بینیم؛ شیش تیغه! چپه تراش! سیبیل چخماقی! گردنبند طلا…
با خودمون میگیم: رد شدن دعای اون که تعجبی نداره!
(اما رد شدن دعای ما تعجب داره!!)

این همان عُجب است!!

آیت الله بهجت : ” تردید نکن “

شخصی نقل میکنه: برای درس و بحث به شهر قم آمدم. شبی آقای بهجت رو خواب دیدم و تمام شبهات و سئوالاتم رو مطرح کردم و ایشان هم جواب دادند. فردای آن روز (که جمعه بود) رفتم به جلسه آیت الله بهجت، تا خوابم رو به ایشان بگم.
وقتی به آنجا رسیدم، آقا فرمودند: جواب سؤال هایت همان هایی بود که در خواب گفتم. تردید نکن.

این همان عشق خدا به انسان است

استاد:چرا وقتی عصبانی هستیم داد میزنیم؟
یکی ازشاگردان گفت:چون دران لحظه خونسردیمان را ازدست میدهیم!
استادگفت:این درست،اما چرا با وجودی که طرف مقابل کنارمان است داد میزنیم؟

بدون تیتر!!

یه روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریدند. بعد از نیم ساعت دیدم ایشون سبزی به دست به طرف مغازه برمی‌گردند! خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم! تو فکر بودم که چی بگم و در همین خیالات بودم که ایشون با اون قد خمیده و چهره ملکوتی شون وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها رو از کجا برداشتید؟ عرض کردم: چطور مگه؟

قبلا تو مهمونی ها همه به شکل (O) میشستند و باهم حرف میزدند.

قبلا تو مهمونی ها همه به شکل (O) میشستند و باهم حرف میزدند.
یکم که گذشت تلویزیون اومد تو خونه ها همه تو مهمونی ها به شکل ( ن ) مینشستند. تلویزیون جلو بقیه روبروش!
اما الان ها
همه تو مهمونی ها اینجوری مینشینند : : : : : : : : : : . .
هر کسی با گوشی خودش ( : ) !!
اگه گفتی اون دو نقطه تنها آخر کیه هستند!!؟؟

ابليس باز هم از مأموريتی برمیگشت

ابليس باز هم از مأموريتی برمیگشت
خوشحال بود… پرسيدند:
فرمانده! گمراه كردن آدما چه فايده اى داره؟
ابليس جواب داد: امامشون كه بياد، عمر ما تموم میشه!
اینها رو كه غافل كنيم امامشون ديرتر میاد!

درقُمارعشق بازیها چه سودی بِهتر است؟

درقُمارعشق بازیها چه سودی بِهتر است؟
پای دِلبَر ماندن و روی کَبودی بِهتر است
لُقمه نان و پَنیر سُفره سیّد عَلی
ازهِزاران مُرغ بِریانِ یَهودی بِهتر است!

حجة الاسلام “پناهیـــــان” تعریف میکنه که:

روزی دانشجوی جوانی برای مشورت اومد و گفت: میخام در دانشگاهمون کارفرهنگی بکنم، چه کار کنم بهتره؟
ازش پرسیدم: بلدی رخت و لباس بشویی؟ گفت: بله، بلدم! اما این چه ربطی به کارفرهنگی داره؟! من میخام کارفرهنگی کنم!
گفتم: حاضری لباسهای هم اتاقیت رو توی خوابگاه بشویی؟

جبهه جای غیبت کردن نبود …

جبهه جای غیبت کردن نبود و زمینه ای هم برای دامن زدن به مسائل دیگران وجود نداشت. البته بچه ها هم متوجه بودند و حساس! وقتی در بین صحبتهای دو نفر، احیانا پای کسی به میان می‌آمد، بقیه ی کسایی که در چادر یا سنگر بودند درصدد بر میومدند تا….

این حجاب است که حرف تازهٔ جهان امروز است.

استاد پناهیان:
علت کینهٔ نظام سلطه از حجاب این است که «افزایش هرزگی» موجب «کاهش مقاومت» میشود..
بی‎حجاب شدن هنر نیست؛ غیر محجبه در عالم زیاد است!
این حجاب است که حرف تازهٔ جهان امروز است…

رونوشتی از آدم ها !

از روی بعضی از آدم‌ها باید مشق نوشت
و از روی بعضی آدم‌ها باید جریمه نوشت

جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو

جمعه به جمعه چشم من، منتظر نگاه تو
کی دل خســــته ام شود معتکف پناه تو..

زمـــزمهٔ لبای من، این طلب است از خـــدا
کاش شوم من عاقبت، یک نفر از سپاه تو..