آیا شمایی که قمه می زنی، برای دل خودت میزنی یا برای امام حسین؟!!!
اگه امام معصوم بگه نکن میگی چشم؟!!! البته مطمئن باش اگه بگه قمه بزن من میزنم، والله قمه خواهم زد ولی اگه بگه نزن شما نمیزنی؟!
یک سند بگید که امامی قمه زده یا گفته بزنین؟!
حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست
بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشـــوب نیست
باغ های این حوالی را همــه سرمــــــا زده
دور ازخورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست
خوب میـــدانم شبیه عاشقــــــــانت نیستم
خوب میدانی که اوضاع دلم مطلوب نیست
۱. الحمدلله که آدمای محب اهل بیت، زیاد شده اند، ان شالله ما محبین در زمره ی «شیعیان» قرار داشته باشیم.
۲. علی(علیه السلام) بیخیال اسلام نشد حتی اگه ناموس، فدائی بشه! بنفسی انت، بابی و امی و مالی و اهلی و اسرتی [جامعه کبیره/از امام هادی]
۳. «برادر نبودن» مهمتره یا «جهانی سازی اسلام»؟
هر شب ز غم دوری تو خواب ندارم
فکر دل من کن که دگر تاب ندارم…
فرزند شما از ۷ سال تا ۱۴ سالگی عبد شماست و شما نقش خدای مهـــربون و رئوف رو بازی میکنيد. در واقع پدر و مادر نقش ارباب رو بازی میکنن؛ البته بچه بايد بدونه که خود اين پدر و مادری که ارباب هستند، عبد نيز هستند.
آن چیست که شیرین است ولی مزه ندارد… سنگین است ولی وزن ندارد؟ (خواب)
نام کدام پرنده است که اگر برعکس کنی نام پرنده ی دیگری میشود؟(زاغ)
چهار برادرند که هر چه می دوند به هم نمی رسند؟ (چرخ های ماشین)
جبهه جای غیبت کردن نبود و زمینه ای هم برای دامن زدن به مسائل دیگران وجود نداشت. البته بچه ها هم متوجه بودند و حساس! وقتی در بین صحبتهای دو نفر، احیانا پای کسی به میان میآمد، بقیه ی کسایی که در چادر یا سنگر بودند درصدد بر میومدند تا….
بعد از اینکه پیامبر به حضرت زهرا تسبیحات رو یاد دادند
حضرت زهرا اومد خونه، یک نخ خاصی برداشت (شاید نخ پشمی بود) ۳۴ تا گره زد با فاصله مثلا یک سانت یک سانت، تا عددش یادش نره، بعد گاه و بیگاه می نشست این گره ها رو از دستش رد میکرد (مثل ما که تسبیح رد میکنیم) و ذکر میگفت…
این روزها که حال مرا درک می کنی
بگذار دست بر دل آتشفشانی ام
در به دری برای غلام تو خوب نیست
تأیید کن که نوکر صاحب زمانی امـ..
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻭ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ سالن ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ .
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ :ﭼﯿﮑﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻦ؟
ﺑﻮﺵ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﻩ “: ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻘﺸﻪ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﻮﻡ ﺭﻭ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ “.
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ “: ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﯿﺎﻓﺘﻪ ؟ !
کفتربازی همسایه ی ما بود. تمــــــام همسایه ها از دستش در عذاب بودند. ازش شکایت کردیم. چندبار بازداشتش کردند. چند بار هم کبوترهاش رو سر بریدند! باز دست بردار نبود. همسایه ها از من به عنوان کاسب مذهبی محله خواستند باهش صحبت کنم. بهش گفتم: تو دیوانه ای؟! چرا دست بردار نیستی؟ برگشت گفت: میدونی؟ من عاشقم، عشق کبوترهام وجودم رو گرفته؛ همه ی وجودم شده کبوتر! پر که میزنن منم پر میزنم! چشم و دلم با اونا پرواز میکنه…
خیلی مراقب مادرت باش
منو تو هیچی نبودیم …
تونل ها ثابت کردند
در دلِ سنگ هم
راهی برای عبور هست…
مردی داشت در جنگلهای آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید. به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنهایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش میآید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم میزد داشت به او نزدیک و نزدیکتر میشد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود. سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویزان شد.تا مقداری صدای نعرههای شیر کمتر شد و مرد نفسی تازه کرد متوجه شد که در درون چاه اژدهایی عریض و طویل با سری بزرگ برای بلعیدن وی لحظهشماری میکند.
□ استفاده از دستگاه هایی همچون MRI
□ سی تی اسکن
□ رادیوگرافی
□ گاما اسکن
□ رادیوبیولوژی